Blog Archives

کافه دنج

قبلا هم چند بار «کافه دنج» رفته بودم، نزدیک خانه ای بود که با صدف و نَوین روزگار شادی را گذاراندیم و من هنوز آن کوچه و محله را خیلی زیاد دوست دارم
باز هم کلاس ِ طولانی پنج شنبه ها و ناهار با عجله ی قبل از آن؛ که می شود بعد از کلاس قبلی! که قبلی در سعادت آباد و دومی، در خیابان قدس، نبش فردانش است و تازه اول صبحش سر کار هم رفته ام؛ طیر الارض می کنم من در این روز!
از کافه دنج می گفتم که خیلی بزرگ نیست اما دنج و آرام است البته اگر شانس بیاورید و هیچکسی تدخین نکند!
قهوه و آب میموه ی طبیعی و بستی اش که قبلا امتحان پس داده بودند؛ ساندویچ هایش هم خوب است هرچند ساندویچ مرغ را توصیه نمی کنم؛ مخلوطی از مرغ آب پر نسبتا چرب به همراه تکه های ژامبون مرغ که هم بی مزه بود و هم نسبتا چرب!
البته انگار اسنک هایش خیلی طرفدار دارند
زیر  میزهای شیشه ای کافه، یک یا چند دفترچه ی خاطرات گذاشته شده؛ تا غذا آماده شود، خاطره نگاری بسیار فرمودیم و همچنین کامنت بسیار بر نوشته  ها و خاطرات دیگران! 
بسیار تجربه ی لذت بخشی بود و کلی سر ذوق آمدیم!
امتحان کنید، شاید شما هم دوست داشتید
آدرس: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان وصال، کمی بعد از کانون زبان ایران 
دیوار ها و دکورش سفید و سیاه و پرده های سرخابی دارد و به تازگی یک مجسمه ی فیل چوبی در ویترین سمت راستش جا خوش کرده؛ معمولا هرچه در ویترین می گذار چوبیست! یک تخته سیاد که رویش نوشته «دنج» و کلمه ی بیچاره با یک عالمه علامت سوال احاطه شده، هم بیرون در ورودی است!

قهوه خانه ی کتیبه

قهوه خانه ای وجود دارد که محیطش خوب است؛ دو تا خانوم متشخص هم می توانندبروند

کیک هایش خوشمزه است

چای را در استکان کمر باریک ناصرالدین شاهی سرو می کند

نیمرو و انواع املت دارد در منویش

فقط قلییان به خانوم ها نمی دهد، که کودک فهیم مشکلی با این موضوع ندارد اما سه دختر میز کناری ما از قلیانی که آقای همراهشان سفارش داد، کمال استفاده را بردند

اینترنت وایرلس هم دارد

و از همه مهمتر، بسیار تمیز است

مقداری بالاتر از پارک ساعی، البته آن طرف خیابان؛ قهوه خانه ی کتیبه

گل سرخ ایران باستان

چند باری در ورودی و ویترین رنگارنگ شیرینی هایش را دیده بودم
یک بار که بیشتر سرک کشیدم، دیدم که انگار جایی هم برای نشستن دارد
پنج شنبه ها، همان حوالی کلاس دارم، ساعت ۳ شروع می شود، حوالی یک، کارم در شرکت تمام شده بود و حوصله ی ماندن نداشتم
یک «همشهری داستان» خریدم و نیت کردم که این کافه-قنادی را امتحان کنم

رستوران سوسن خانوم!

رستوران خیلی بزرگی نیست
میشه گفت کوچپک هم هست
در ورودی، دکور و تزپیناتش، همه در ابعادی هستند که مبشه از اونها برای تزئین یه فضایی خیلی بزرگ یا باغ استفاده کرد و همین موضوع یه حالت اشرافی به محیط میده. از لحظه ای که وارد میشی تا لحظه ای که رستوران رو ترک میکنین، حواس پیشخدمت ها بهتون هست و به سرعت، همه چیز رو آماده می کنن.
منوی رستوران شامل انواع سوپ، سالاد، غذاهای اصلی (عمدتا استیک به انواع روش ها) و غذاهای دریایی میشه. علاوه بر نوشیدنی های معمول، انواع آبمیوه هم توی منو به چشم می خوره.
یه مدل پیش غذا،  که لازم نیست سفارش بدید و چزء سرویسه بلافاصله بعد از سفارش غذا روی میزتون ظاهر میشه، یه جور کره همرا باسیر و انواع فلفل دلمه ای به همراه نان تست خشک سبزی دار و یک ظرف هم مغز بادام هم که روی یخ سرو شده!  به من خیلی خیلی چسبید، استیک رو به دلخواه خودتون به شکل نیم پز یا کاملا پخته براتون تهیه می کنن. بیشتز غذاهای اصلی غیر دریایی، انوع استیکه که لذیذ بود.
از نظر قیمت، رستوران پاریس در فهرست رستوران های بسیار لوکس قرار میگیره قیمت سالادها بین ۱۲ تا ۲۱ هزار تومان، غذاهای اصلی  از ۲۵ (بشقاب سبزیجات) تا ۸۵ هزار تومان (کینگ لابستر) و تمامی استیک ها ۳۵ هزار تومان بود.
والا اینکه غذاها چقدر واقعا طبق دستوز آشپزی فرانسوی تهیه شده بود یا اینکه مقدار من درآوردی بود رو ما نفهمیدیم فقط اینکه لذیذ بودن و خیلی خیلی به ما چسبید؛ خصوصا به من و نیلو که مهمون مهتا بودیم!
قبل از اینکه بشقاب ها خیلی دست بخورن، پیشخدمت از شما عکس میگیره البته اگر دلتون بخواد و عکس چاپ شده رو چند دقیقه بعد براتون میاره؛ عکس رو هم مهمون رستوران هستید.
آهان داشت یادم می رفت، سلیقه ی موسیقی رستوران حتی از استیک هم بهتره؛ آهنگ های بسیار زیبا که البته بیشتر انگلیسی و تک و توک فرانسوی هستن.
در ضمن «پاریس» همون رستورانه که کلیپ مجبوب کودک فهیم یعنی «سوسن خانوم» توش اجرا شده!

چه حرفا…

نظرتون در مورد یه جعبه مقوایی خوشگل که توش یه کاسه یک بار مصرف، دوغ، پیاز، نارنج، یه ظرف دیزی آلومینیومی که محتویاتش دیزی مطابق با سلیقه ی شماست و پلمب شده تا داغِ داغ به دست شما برسه، نون سنگک و تازه یه گوشت کوب و قاشق و چنگال یکبار مصرف هم همراشه و دم در خونه به شما تحویل داده بشه ، چیه!
نظر کودک فهیم که کاملا مثبته! یه نگاهی به منو بندازید، شما هم به همین نتیجه می رسید، تازه بعدش ظرف شستن هم نداره فقط سفره میندازید!

Read more »

نوستالژی در آتش!

با دوست عزیزی قرار بود که برویم کافه آنتراکت برای brunch *. با کلی ذوق و شوق آماده شدم، صبحانه هم نخوردم و اومدم به سمت خیابون جمهوری. چه جای پارک خوبی، انگار کسی جلوی این ماشین آتش نشانی رو ندیده و مونده واسه من!

پیاده میشم و هنوز  به جلوی سینما جمهوری که کافه آنتراکت بالای اونه نرسیدم که آقای میون سالی میاد جلو و میگه خانوم اومدید کافه؟؟ سوخت! هم کافه سوخت و هم سینما!! باورم نمیشه و جلوتر میرم و با چشمای خودم زغال های باقی مونده از سینما رو دیدم، شیشه ها خرد شده و مامورای آتش نشانی دارن جمع و جور می کنن که برن..

Read more »

کافه رسانه

اگر با سرعت از کنار پایگاه انتقال خون ابتدای بلوار کشاوزر (البته از سمت میدان ولی عصر) رد نشوید، استندی می بینید که شما را به «کافه رسانه» در زیرزمین فرهنگسرای «رسانه» هدایت می کند و کمتر از یک ماه است که افتتاح شده است.
زیر زمین روشنی است، ۸ میز که شاید هرکدام بتواند پذیرای ۴ نفر باشد و هر یک با شمعی تریین شده است، شما را به نشستن دعوت می کند. رومیزی های پارچه به رنگ ارغوانی تیره، محیط را دلچسب تر کرده است.

Read more »