دست نوشته‌های کودک فهیم

این همه شهد و شکر کز نی کلکم ریزد…./…. اجر صبری ست کزان شاخه نباتم دادند

بایگانی برای دسته عکس نوشته!

سید مرتضی محق؛ عموی کودک فهیم که تمام دوران سربازی اش را در جنگ ایران و عراق گذرانده است.


جوان های دهه ی ۴۰ و ۵۰ در تهران

پدرم و دوستش جلوی مجموعه تئاتر شهر، به پاچه شلوار توجه شود!


به تاریخ عکس توجه شود: شهریور ۱۳۶۴


اشتباه نکنید، «آلیس در سرزمین عجایب» نیست؛ تصویر کودکی مادر کودک فهیم است.


سید حسین پورامامزاده؛ پدربزرگ مادری کودک فهیم که تا زنده بودند، متولی امزاده جعفر یزد بودند


این عکس متعلق به آلن دلون نبوده و متعلق به پدر کودک فهیم می باشد!


ویولون زن کنار دیوار!
پسر دایی مادرم که هم سن پدرم است و آرشیتکت موفق ِ تنهاییست!



کیک میوه برای…
۰۷ ۳م, ۱۳۸۸

دستپخت مهتا و مهسا به افتخار محبوب ترین سمپادی تاریخ


اول مهر ۱۳۷۱
۰۷ ۱م, ۱۳۸۸



همین جوری!!!
۰۳ ۱۵م, ۱۳۸۸


تنها در تهران!!
۰۹ ۲۴م, ۱۳۸۷

بانک صادرات شعبه سه راه تهران ویلا حوالی ۱۰ شب!!


کِرم کجاته؟؟!!
۰۹ ۲۰م, ۱۳۸۷

داشتم تو راهروی حیاط شرکت با تلفن حرف می زدم که دیدم یه کرم افتاده روی پله ها، یه کرم چاق و چله و پر نقش و نگار. نرگس (همکارم) که عاشق طبیعته رو صدا کردم و کلی نگاش کردیم:

ادامه مطلب »


میز کار من!
۰۹ ۱۸م, ۱۳۸۷

هرچی صبر کردم هیچکی من رو به بازی وبلاگیِ میز کار شما چه شکلیه دعوت نکرد؛ من هم واسه دل خودم عکس میزم توی محل کار رو میذارم؛ هیچ کس رو هم به بازی دعوت می کنم!!

البته این میز کارم در پرشیا شبکه است، لپ تاپم تو خونه جای ثابتی نداره و نمیشه ازش عکس گرفت!


کاغذان اخبارات!!
۰۹ ۱۰م, ۱۳۸۷

امسال رفتم نمایشگاه مطبوعات؛ قبلا فقط یک بار ۴ سال پیش آن هم زمانی که هنوز هم زمان با نمایشگاه کتاب بود رفته بودم. همیشه کتاب ها انقدر بودند که رمقی برای سالن های نسبتا دور مطبوعات نمی ماند. بدون ۴۰ چراغ که سال های اول جوانی ام می خواندم و شهروند امروز که مدتی خواندم و بی نظیر بود….

نه شور و حالی داشت نمایشگاه و نه جذابیتی؛ فقط کلی آدمِ معروف دیدم؛ کروبی، عطریان فر، امیر رضا خادم، وزیر راه، وزیر کشور، محمد علی ابطحی، احمد توکلی، حمید عسکری و خیلی های دیگه که نمی شناختم، دوستم اسماشونو گفت و من یادم نموند!!

ادامه مطلب »



Unite for Change!
۰۵ ۷م, ۱۳۸۷

مسعود بهنود، چند وقت پیش در یادداشتی نوشته بود که ما شصت سالگان، ۳۰ (؟) سال است که چشم به انتخابات امریکا داریم…
اتفاقا ما بیست و چند سالگان نیز چشم به انتخابات امریکا داریم ..!

ادامه مطلب »





بدون شرح!
۰۲ ۳۰م, ۱۳۸۷


دیدگاه‌های تازه