به گمانم دو شماره از آن چاپ شده البته از دوره ی جدیدش
کتاب، فیلم، موسیقی، هنرهای تجسمی، تئاتر..
از اول تا آخرش درباره ی ادبیات و هنر و فرهنگ است…
خیالتان راحت، دو ماهنامه است، فرصت دارید تا از برش کنید.
دو ماهنامه ی «نافه»؛ کاری از همان تیم ادبی، فرهنگی «شهروند امروز» شایدم «روزنامه ی شرق»
Blog Archives
برای آنها که «شهروند امروز» را از انتها می خواندند
وقتی زنان بیدار شدند

سر نوشت: این پست، مطلبی است از خانم «گلاب پارسا» چاپ شده در شماره ۲۲ (مرداد ۱۳۸۸)، مجله ایران دخت که مروری تاریخ دارد بر جنبش های اجتماعی زنان بدون هیگونه دیدگاه افراطی.
وقتی زنان بیدار شدند
زنان مشروطه خواه چه می خواستند؟
گلاب پارسا
آن روزی که انبوه زنان در مقابل کالسکه ناصرالدین شاه حاضر شدند و شاه را به بهبود امور توصیه کردند، دیگر کار از کار گذشته بود و دوران حضور احتماعی زنان ایرانی فرا رسیده بود. همان زنانی که تا پیش از آن تنها در اندرونی خانه ها دیده می شدند و راهی به اجتماع نداشتند. اما ماجرای تحریم تنباکو و بعد از آن بلند شدن زمزمه های مشروطه خواهی چهره زن ایرانی را تغییر داد و تصویری تازه از او ترسیم کرد. تا آنجا که بسیاری از مطالعات تاریخی درباره زنان، دوران انقلاب مشروطه را آغاز «بیداری» زنان ایران دانسته و آن را مبدا حرکتی به نام جنبش زنان به شمار آورده اند.
بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
![]()
در ایام برگزاری بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، آدینه بوک امکاناتی را فراهم نموده است تا کاربران گرامی بتوانند تمامی کتاب های موجود در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را با تخفیف نمایشگاهی از طریق سایت تهیه نمایند.
از مصلی کتاب رفتن که بهتره!!
سایت تجهیزات پزشکی و مهندسی پزشکی ایران
این سایت برای من خیلی عزیزه، دوست دارم بیستر باهاش آشنا بشید:
سایت تجهیزات پزشکی و مهندسی پزشکی ایران در بدو ورود، شبیه تصویر زیره:

نوستالژی در آتش!

با دوست عزیزی قرار بود که برویم کافه آنتراکت برای brunch *. با کلی ذوق و شوق آماده شدم، صبحانه هم نخوردم و اومدم به سمت خیابون جمهوری. چه جای پارک خوبی، انگار کسی جلوی این ماشین آتش نشانی رو ندیده و مونده واسه من!
پیاده میشم و هنوز به جلوی سینما جمهوری که کافه آنتراکت بالای اونه نرسیدم که آقای میون سالی میاد جلو و میگه خانوم اومدید کافه؟؟ سوخت! هم کافه سوخت و هم سینما!! باورم نمیشه و جلوتر میرم و با چشمای خودم زغال های باقی مونده از سینما رو دیدم، شیشه ها خرد شده و مامورای آتش نشانی دارن جمع و جور می کنن که برن..
خواندنی ها کم شد!

خواندنی ها کم شد
کم که نه، قحط شد!
البته از زمون انتشار روزنامه جامعه و توقیفش، من یکی که عادت کردم تا یه مطلبی توی یه جریده می خونم و خوشم میاد، ۳ ثانیه بعد این فکر از سرم بگذره که تموم شد، همین فردا می بندنش!
از ۷۱ شماره «شهروند امروز» نمیدونم که چند تاشو خوندم ولی تقریبا توی تموم شماره ها، این فکر که آخرین شمارست از ذهنم گذشت ..
«شهروند امروز» بی نظیر بود، امیدوارم برای اصحابش رمقی مانده باشد تا برای ماندنش بجنگند یا جریده ای نو آغاز کنند، که اگر هم نکند خرده ای نیست، کنار گود نشستن همیشه آسان است و کسی چه میداند که در آن میانه چه بلواییست..
به خاطر ۷۰ شماره آگاهی ممنونیم..
افرا به کارگردانی بهرام بیضایی
کنفرانس سلامت الکترونیک

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به آدرس www.ehealth2008.ir مراجعه کنید.
چادری ها ی صدا و سیما…
تماشای جسته و گریخته تولیدات چند سال اخیر صدا و سیما کافی است تا با این نکته پی ببرید که تمام شخصیت های مثبت خانوم سریال ها، چادری هستند!!
آیا چادر پوشیدن شرط لازم و کافی خوب بودن است؟؟
هیجان انگیز تر از شعبده بازی!!
۱- مرورگر اینترنت خود را باز کنید،
۲- در نوار آدرس تایپ کنید : www.google.com
3- چیزی مشابه زیر میبینید:
![]()
۴- درست میبینید، آدرس گوگل را وارد کرده اید؛ هیچ اشتباهی در کار نیست؛ گوگل فیلتر شده!
۵- میخواهید گریه کنین، بخندید، داد بزنید، سر به بیابون بذارید، انتخاب با خودتان است!!
جذابیت تلویزیون
چرا دیگر برنامه های تلویزیون جذبم نمی کند؟
- یادم میاد کارتون هایی که همه همیشه دنبال مامانشون میگشتن و ۹۰% هم پیدا نمیکردن، همونارو هم با علاقه دنبال می کردم
- یادم میاد خیلی کوچیک بودم، پنج شنبه ها با بابا مینشستیم “هنر هفتم” تماشا می کردیم، معمولا بابا هنوز نقدها که تموم نشده بودن، خواب می رفتن، من تا آخرشو میدیم، با دقت، جوری که می تونستم فیلم ۲ ساعته رو تو سه ساعت تعریف کنم!
- یادم میاد دبستان بودم که “ارتش سری” و “لبه تاریکی” می دیدم حتی امتحان هم باعث نمی شد که حتی یه قسمتو از دست بدم!
- یادم میاد شنبه ها “اوشین” و تصاویر محوی از سریال “گرگها”؛ یه داروغه بود و “ثریا قاسمی” که خیلی جوون بود و “شیرو”ی “سلطان و شبان” چه ماجراهایی داشت!
