دل، مَنَم مَنَم زدن هاش بی اثر بود…
Blog Archives
چشمهایش

روبروی من و چشمات, انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه, فرصت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی , تو به تو تا بی نهایت
شانه هامون جای قصه, سرامون گرم رفاقت
کاشکی چشمات مال من بود , با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری, به یه چشمک یه بهونه
زن

من نه یه ونوسم نه پری دریا
نه ستاره من جفته با ثریا
من نه یه طلسمم نه یکی تو دنیا
نه کسی که باشه واسه تو یه رویا
گناه من، گناه تو
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم…
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی…
دلباخته..
تو را دلباخته چون مجنون،
ز تو افسانه می خواهم؟؟
افسانه نمی خواهم
تو را همانگونه که هستی…
با همه خوبی ها و بدی هایت.
آدم و درخت سیب!
خوانندشو نمیشناسم، تو تاکسی شنیدم، به گمونم همونه که ادای «سیاوش قمیشی» رو درمیاره، درست یادم نیست که چی بود ولی تو این مایه ها بود:
«دلم هنوز آدم نشده ولی درخت سیب زیاد داره»
یه لحظه به تلمیحش فکر کردم و خوشم اومد، بین این همه جفنگ به نظرم یه ذره روی تصنیفش فکر شده بود!
When you tell me that you love me, From Julio Iglesias

Artist: Julio Iglesias
Album: Crazy, ۱۹۹۴
Song: When you tell me that you love me
I wanna feel this way longer than time.
I wanna know your dreams, and make them mine.
I wanna change the world only for you.
All the impossible I wanna do.
مرا که با تو شادم پریشان مکن
هفت ترانه
دوست عزیزی منو به بازی وبلاگی دعوت کرده؛ باید هفت تا ترانه مورد علاقمو با متن هاشون بنویسم! اگر قرار بود هفتادتا ترانه انتخاب کنم، خیلی کارم راحت تر بود، برای همین تصمیم گرفتم اولین هفتایی که میاد تو ذهنم رو بنویسم، بازی جالی بود، ممنون زینب جان!
بازگشته
امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازامد
عزیز آن که بی خبر به ناگهان رود سحر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
آوازه خوان
من و چروک صورتم، آینه را شکسته ایم و خسته ایم
هزار خوان عشق را یکی یکی گذشته ایم و خسته ایم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم، چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
نه آبرو فروختم، نه التماس کرده ام
آوازه خوان عاشقم، آیا گناه کرده ام، ، آیا گناه کرده ام؟!
من و دو پای زخمی ام، زنجیرها گسسته ایم و رسته ایم
من و مرکب و قلم، سرودها سروده ایم و رسته ایم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
نه دوستیم با ناکس و نه دشمنیم با دوستان
زنجیر عشق، مارا بسته به مهر دوستان
زنجیر عشق، مارا بسته به مهر دوستان
من و چروک صورتم، آینه را شکسته ایم و خسته ایم
هزار خان عشق را یکی یکی گذشته ایم و خسته ایم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
چه دیر آمدیم و چه زود می رویم
عزیز خود خواه من یا عاشق با سیاست؟؟
ترانه «عزیز خودخواه من!» رو «گیتی» حدودا ۳۰-۲۰ سال پیش خونده:
دلت می خواد برای تو، خود رو فدایی کنم
همیشه احساس کمی و بی نوایی کنم




