دست نوشتههای کودک فهیم
بایگانی برای دسته تصنیف ها
۰۶ ۳۱م, ۱۳۸۸
ترانه ای کمتر شنیده شده از لیلا فروهر که امروز پس از سالها شنیدم:
من اگه چیزی میدونم همه رو یادم تو دادی
نمی تونم یاد بگیرم جز اینا چیز زیادی
تو برام تجربه بودی تلختر از زهر هلاهل
اما اینو یاد گرفتم که نباشم از تو غافل
اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم
اینو از تو یاد گرفتم که تو عشق دیوونه باشم
روز بعد با هر چی عشقه غریب و بیگونه باشم
تو یادم که هر کس عاشقم بشه یه روزی
زیر آفتاب جدایی بگم باید بسوزی
اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم
۰۵ ۲۱م, ۱۳۸۸
صدبار اورا گفته ام، از برگ گل نازک ترم
باید نظر در گفته و رفتار و کردارش کند
ورنه به خواب بیند او…
زیبا شیرازی
۰۵ ۱۶م, ۱۳۸۸
وای اگر گریه ی ابرا، یه روزم به حال من بود…
دلت اینجا پیش من بود…
زیبا شیرازی
۰۵ ۱۳م, ۱۳۸۸

من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
…
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
این لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و افزار جنگ شعر نابی بیش نیست
…
نیمه تنها . مرا از خود بدان
من برابر با تو . جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی من شهپرم
من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
….
قسمت هایی از ترانه «زن» به قلم و اجرای زیبا شیرازی
۰۵ ۸م, ۱۳۸۸
دلم لرزید برات، گرفت بهونه…
پی نوشت: قسمتی از ترانه ای به قلم و اجرای «زیبای شیرازی»، که داستان زنی است که همسرش را از دست داده و خاطراتش را مرور می کند، هرگونه قصه پردازی قویا تکذیب می شود و همزمان شدیدا مورد استقبال قرار می گیرد، بعضا ایده های خوبی می شود برای داستان نویسی!
۰۳ ۱۳م, ۱۳۸۸

I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down.
ادامه مطلب »
۰۳ ۸م, ۱۳۸۸

When somebody loves you
It’s no good unless he loves you
All the way
Happy to be near you
When you need someone to cheer you
All the way
~ * ~ * ~
۰۳ ۱م, ۱۳۸۸

The sun is sleeping quietly
Once upon a century
Wistful oceans calm and red
Ardent caresses laid to rest
۰۲ ۲۵م, ۱۳۸۸

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic til I’m gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
۱۲ ۲۶م, ۱۳۸۷
گریه کن
گریه قشنگه
گریه، سهم دل تنگه…
۱۱ ۳۰م, ۱۳۸۷
هردو نه خوبِ خوب، نه هر دو بد بودیم،
رسم رفاقت رو، ما نابلد بودیم…
۱۱ ۱۵م, ۱۳۸۷
یه قصه دارم از دلم، حقیقته به جونِ تو…
۱۰ ۲۷م, ۱۳۸۷
داشتی، داشتی،
نگو دوسم نداشنی..
۱۰ ۲۵م, ۱۳۸۷
دل، مَنَم مَنَم زدن هاش بی اثر بود…
۱۰ ۲۳م, ۱۳۸۷
شدم بیگانه با هستی
ز خود بیخود تر از مستی
۱۰ ۲۱م, ۱۳۸۷
تو یه رویای کوتاهی،
دعای هر سحرگاهی…
۱۰ ۲۰م, ۱۳۸۷
نمی ترسم من از اقرار…
۱۰ ۱۵م, ۱۳۸۷
بکش دل را شهامت کن
مرا از غصه راحت کن
۱۰ ۱۳م, ۱۳۸۷
نگاهم کن، نگاهم کن
شدم هرآنچه می خواستی
۱۰ ۱۰م, ۱۳۸۷
دلم لرزید برات، گرفت بهونه…
۱۰ ۵م, ۱۳۸۷
You are all I have ever wanted..
۱۰ ۲م, ۱۳۸۷
درد بی درمونمو
با کی قسمت بکنم؟؟!!
۱۰ ۱م, ۱۳۸۷
پیش روی من و چشمات، اتفاقی پا به ماهه..
۰۹ ۲۹م, ۱۳۸۷
روزگاری به هجران گذشت..
عمر ما هم چه آسان گذشت..
۰۹ ۲۸م, ۱۳۸۷
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پابرجاست…
۰۸ ۱۹م, ۱۳۸۷
مرا از خویشتن بیگانه کردی، جان شیرینم..
۰۸ ۶م, ۱۳۸۷

روبروی من و چشمات, انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه, فرصت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی , تو به تو تا بی نهایت
شانه هامون جای قصه, سرامون گرم رفاقت
کاشکی چشمات مال من بود , با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری, به یه چشمک یه بهونه
۰۷ ۲۸م, ۱۳۸۷
بکن حرف مرا باور، نیابی از من عاشق تر..
۰۷ ۷م, ۱۳۸۷

من نه یه ونوسم نه پری دریا
نه ستاره من جفته با ثریا
من نه یه طلسمم نه یکی تو دنیا
نه کسی که باشه واسه تو یه رویا
۰۷ ۵م, ۱۳۸۷
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم…
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی…