Blog Archives

«واژه نامه یزدی»

با این کتاب مدت ها سرگرم می شوید. اگر چند دوست غیر یزدی هم داشته باشید که دیگر محشر است. ترجمه واژه ها و اصطلاحات، شرح ضرب المثل ها و گزیده اشعار دکتر «عبدالحسین جلالیان» به گویش یزدی، قسمت های مختلف این کتاب را تشکیل می دهد. «واژه نامه یزدی» توسط «ایرج افشار» و به کوشش «محمد محمدی» گردآوری شده است و انتشارات «فرهنگ ایران زمین» آن را منتشر کرده است.

عشق، حسادت، دیوانگی، جنون!

 

پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال

یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام

Read more »

خواندنی ها کم نیست

نوجوان که بودم، وقتی صدای حرف زدنم نمی آمد، معنی اش این بود که کتاب تازه ای پیدا کردم و تا تمام شود، نه صدایی می شنوم، نه حرف می زنم، نه حتی یادم می ماند که باید غذا بخورم!
باز این جوری مامان فوقش باید صد دفعه واسه ناهار صدام می کردن، وقتی سواد نداشتم که مامان بیاید کتاب رو واسم میخوندن تا حفظ بشم، البته واسه اینکه به کاراشون برسن معمولا قبل از من حفظ می کردن!

Read more »

زهر مار شیرین است!

قطعا کسی مزه آن را نچشیده، اگر هم توفیق اجباری داشته، محال است که فرصت کرده باشد که در مورد طعم آن توضیح دهد اما تجزیه ترکیبات این ماده ثابت کرده که شیرین است. به احتمال قریب به یقین، به دلیل کشنده بودن آن، این طعم را به آن نسبت داده‌اند…

Read more »

کافه نادری

گمانم این بود که فصح کلام فاخر در ترانه، هوده ایست سست و انتشار مکتوب این سیاق، از آن رو که به خاستگاه نغمه بنا می شود، شنودن را سزاتر است تا خواندن. لیک امروز که به باور ترانه در رسیده و این گونه را کمینه، از حیثِ مخاطب، استوار می پندارم به بایستگی تتبع این دفتر، مؤمنم.

Read more »

اوریانا فالاچی که بود؟

null
بعید می دانم که نام «اوریانا فالاچی»، این زن نا آرام، خشن و سرشار از احساسات زنانه را نشنیده باشید. او نیز مانند «گابریل گارسیا مارکز»، «مسعود بهنود» و «عطاء الله مهاجرانی»، هم روزنامه نگار است و هم نویسنده. او نیز با استفاده از حقایق، داستان هایی می نویسد که شاید به عینه وجود خارجی نداشته باشد اما بارها و بارها، در طول تاریخ بشریت به شیوه های مختلف، تکرار شده است.
Read more »

بت پرستی

با کافران چه کارت، گر بت نمی پرستی…

محو و مات

گفته بودی که چرا محو تماشای منی/وان چنان مات، که یک دو مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود/ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

زنده یاد: فریدون مشیری

زنان اسرارآمیز مشرق زمین

گیشا /geesha/ با گیشا /geisha/ فرق دارد. اولی نام محله ای در تهران است که به افتخار پدید آورنده اش به این نام خوانده می شود و دومی نوعی عروسک زنده ژاپنی و نماد جوامع مرد سالار شرق آسیاست.
کلمه ی «گیشا» را اولین بار در کتاب «جنس ضعیف» دیدم. این کتاب گزارشی از وضعیت زنان آسیای شرقی است که «اوریانا فالاچی» پس از سفر به این مناطق نگاشته است. کتاب بی نظیری است که در یادداشتی جداگانه به آن خواهم پرداخت.

Read more »

عاشقانه آرام گرفت..

«نادر ابراهیمی»هم رفت…

روحش شاد و یادش گرامی.

یک عاشقانه آرام – قسمت سوم

عاشق زمزمه می کند، فریاد نمی کشد.

 از کتاب «یک عاشقانه آرام» اثر «نادر ابراهیمی»

یک عاشقانه آرام – قسمت دوم

برای شادمانه و پُر زیستن، در عصرِ بی اعتقادیِ روح، در مِه زیستن، ضرورت است.

از کتاب «یک عاشقانه آرام» اثر «نادر ابراهیمی»

یک عاشقانه آرام – قسمت اول

عشق به دیگری، ضرورت نیست، حادثه است.

عشق به وطن، ضرورت است نه حادثه.

عشق به خدا ترکیبی ست از ضرورت و حادثه.

 

از کتاب «یک عاشقانه آرام» اثر «نادر ابراهیمی»

کار، کارِ انگلیسی هاست!

 

ایرج پزشک زاد از میکروفون و کامرا (بنا به تلفظ خودش از camera) می ترسد برای همین مصاحبه نمی کند! مصاحبه قبلش برمی گردد به بعد از پخش سریال «دایی جان ناپلئون» که به اقرار خودش حضور عوامل، ترسش را بیشتر کرده بود و البته مجری زیبایی که حواس هر کسی را پرت می کرده چه رسد به پزشک زاد هراسان!

Read more »

توهمی شبیه واقعیت!

 منیرو روانی پور

چند روزی اسیر  کتاب «دل فولاد» اثر منیرو روانی پور بودم. اینکه او متولد ۱۳۳۳، بوشهری، نویسنده سبک رئالیسم، سورئالیسم و رئالیسم جادویی است، شخصیت زنان در کتاب هایش برجسته هستند، قهرمان هایش را در رمان هایش تکرار می کند، بیشتر داستان‌های وی در جنوب ایران می‌گذرد و فضای آن برآمده از طبیعت و مردم جنوب ایران است، از سال ۱۳۶۰ تا به حال می نویسد و اولین کتابش با نام « کنیزو» در ۱۳۶۷، به چاپ رسیده، در دانشگاه شیراز روانشناسی خوانده و فوق لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه ایندیانا دارد، هیچ کدام به اندازه اینکه او عروسِ جهان پهلوان «غلامرضا تختی» است، جلب توجه نمی کند

نمی دانستم که از منیرو بنویسم یا بابک تختی یا غلامرضای تختی دوم، رئالیسم جادویی یا رمان «دل فولاد»، تصمیم گرفتم چند جمله ای از هر کدام را ترکیب کنم، نتیجه نوشتار پریشانی شد که پیش روی شماست…!
Read more »

معرفت

معرفت دُر گرانیست، به هر کس ندهند / پر طاووس گران است، به کرکس ندهند

«بادبادک باز»

«تریاک» و «طالبان»، دو واژه ای که با نام افغانستان؛ همسایه دیوار به دیوارمان که روزی جزیی از خاکمان بوده،پیوند خورده است. اما جز این دو واژه از دردها و رنج های مردم این سرزمین غریبِ آشنا چه می دانیم؟ هیچ!

Read more »

اسرار گنج دره جنی

 

«در این چشم انداز بیشتر آدم ها قلابی اند. هر جور شباهت میان آن ها و کسانِ واقعی مایه تاسف کسان واقی باید باشد.»

دو جمله بالا به جای مقدمه کتاب «اسرار گنج دره جنی» به قلم «ابراهیم گلستان» آمده است. اعتراف می کنم که قبل از مصاحبه مفصلی که با ابراهم گلستان در هفته نامه شهروند امروز بخونم، حتی اسم این نویسنده و فیلمساز ایرانی به گوشم هم نخورده بود. بسیار مشتاق بودم تا یکی از رمان های این نویسنده را بخوانم و ببینم آدمی که بی رحمانه شخصیت همه را نابود می کند، چگونه می نویسد. حتی اگر تمام ایرادها و انتقادهای گلستان درست باشد، این همه حرف درست را نمی توان از یک نفر شنید!!!!

Read more »

حوالی یک ذهن زیبا

 

۳۰ صفحه مصاحبه با فونت ریز و چاپ شده روی کاغذ کاهی رنگی؛ ۵ ساعت طول کشید تا بخونمش ولی اصلا گذشت زمان رو حس نکردم…
اولین بار بود که یه مصاحبه رو کامل و با این دقت می‌خوندم و اولین بار بود که در مورد «ابراهیم گلستان» میخوندم، متن مصاحبه فوق‌العاده و «ابراهیم گلستان» آدم بسیار جالب و نادری بود..
Read more »