چرا؟

۱۳ دی ۱۳۹۰

منتظرم تاکسی بیاید دنبالم

از من می پرسد که ازدواج کرده ای؟

می گویم که نه

می پرسد چرا؟ خوشگلی که!

و من تنها لبخند می زنم

نه حوصله دارم و نه وقتش را که با او بحث کنم، آخر یک جلسه ی طولانی و خسته کننده پیش رو دارم که حتی بیشتر از تمام حوصله ام نیاز دارم که صرف کنم تا وقتی که برای جلسه می گذارم نتیجه ای داشته باشد.

:-)


بازتاب URI | خوراک دیدگاه ها

پاسخی بنویسید

نام (لازم)

ایمیل (لازم)

وبسایت

نظر خود را بیان کنید

پس از نوشتن متن بر روی تصویر سمت راست کلیک کنید تا کلمات فینگلیش به فارسی تبدیل شوند.