اگر، آنگاه…

 

“به آرامی آغاز به مردن می‌کنی”
پابلونرودا
ترجمه: احمد شاملو
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی. 
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!
ممنون از آنیتا شاهپوری برای انتشار این متن در گودر
  • http://bakht-bargashte.blogfa.com/ پسری از پایین شهر

    سلام
    کاملا به جا و سنجیده گفتی

    [پاسخ]

  • http://bakht-bargashte.blogfa.com/ پسری از پایین شهر

    سلام
    کامنت قبلیم مال پست قببلیت بود.

    [پاسخ]

  • یه نفر

    سلام خانم محق.من مسئول تجهیزات پزشکی یکی از بیمارستانهای شمال کشور هستم.البته رشته دانشگاهی من ربطی به مسئولیتم نداره اما بنا به ضرورت و پیشنهاد ریاست این مسئولیت رو قبول کردم.از شما خواهش میکنم اگه رفرنس و منابعی سراغ دارید که به من توی کارم کمک کنه معرفی کنین.جوابم رو همینجا پیگیری میکنم.ممنون از همکاریتون.

    [پاسخ]