این روزها که می گذرد…

و همه ی ما می دانیم که خوشحالی یعنی چه…

که همه ی ما حس کردیم، شادی یی وصف ناپذیر

و همه ی ما دیدیم برق چشمانی را که شاد است از دوباره نشستن کنار عزیزترینش

و همه ی ما دیدیم سرانگشتانی که می لرزد از لمس سرانگشتانی که دوباره یافته است

و زبان همه ی ما قاصر است از آنچه تنها عشق می تواند باشد…