Month: خرداد ۱۳۸۹
She likes me? She likes me NOT!
- by مهسا محق

هرچقدر هم که تصور محبوب بودن یا منفور بودن کنید، این یک حقیقت است که هر فرد برای دسته ای از افراد، جاذبه و برای دسته ای دیگر دافعه دارد. این جاذبه و دافعه باعث می شود تا عده ای دوست و دوستدار و عده ای دشمن یا مخالف پیدا کنی. در طول زندگی ات به بعضی، خوبی می کنی و به بعضی بدی که در نتیجه اش لیست دوستان یا دشمنانت پربارتر می شود. وقتی پای منافع مشترک هم در میان باشد، سر و کله ی رقیب پیدا می شود و رقیب هم نوعی دشمن بالقوه است؛ آن هم از نوع بسیار خطرناکش!
تا اینجای ماجرا برایم کاملا قابل درک است. آنچه از درکش عاجزم این است که چرا فردی که نه سابقه ی دوستی با او داری و نه دشمنی نه خوبی در حقش کردی نه بدی تا آنجا هم که ذهنت یاری می کند هیچ گاه منافع مشترکی در میان نبوده که رقابتی باشد و در نتیجه ی آن کینه و دشمنی یعنی اصلا هیچ گاه فرصتش نبوده. با همه ی این تفاسیر، انتظار نداری که دوستت داشته باشد ولی این همه سردی و دوری که سعی می کنی جدی نگیری و پچ پچ های پشت سرت که خیلی اتفاقی و ناباورانه به وجودش پی می بری تو را به این باور می رساند که او هم با دشمنان و مخالفانت، احساس دوستی و صمیمیت بیشتری می کند.
بله، این پست مخاطب خاص دارد هرچند کاربرد عام هم دارد، به بهانه ی یک خانم عزیز نوشته شده که یواشکی داشت سوالی را از خانم عزیز دیگری می پرسید که جواب خانم عزیز دومی که با پوزخند تمسخر داده شد در بهترین حالت یک بدی به بدی های من در ذهنش ایجاد می کند، قضاوت غلط یا درست بودنش با من نیست چون نمیدانم که چه بود!
عکاس خانه موسیو آنتوان
- by مهسا محق

«سید محمد امامزاده پور»؛ دایی پدرم و پسر عموی مادرم
امروز به رحمت خدا رفتند
دوستشان داشتیم، خیلی زیاد
روحشان شاد باد
این روزها که می گذرد…
- by مهسا محق
دلش برایمان تنگ شده…
و دل همه ی ما برای او از همان برای او تنگ است…
و چه شوری داشت صدایش
و چه شوری به پا کرد در دل همه ی ما…
خدایا، سعادتمند تر از او آفریده ای؟؟
محبوب ترین کتاب داستانی وبلاگ نویسان
- by مهسا محق

سرنوشت: در پاسخ به دعوت عمومی خوابگرد از وبلاگ نویسان برای انتخاب کتاب داستانی محبوب سال ۸۸، این سطور نگاشته می شود.
تقریبا کتاب زیاد می خوان و معمولا سعی می کنم که رمان ها و مجموعه داستان های ایرانی را بخوانم و بر خلاف نظر بسیاری از کتاب خوان ها، اولویت من، داستان ها و مجموعه های ایرانیست.
انتخاب از میان یک مجموعه حالا آن مجموعه شامل هرچه که باشد، معمولا برای من هم سخت است و هم آسان، تا زمانی که گزینه ای به دلم ننشسته بسیار سخت چون هیچ انتخابی به دلم نمی نشیند و وقتی که یک مورد به دلم نشست، کار آسان می شود چون دیگر نیازی به هیچ دلیل و برهانی ندارم و انبوه دیگر گزینه ها تاثیری در انتخاب ندارد…