«شیرین» ِ «کیارستمی»

تماشای «شیرین» هم یک تجربه ی تازه است چه برسد به ساختنش؛
مدام با خود درگیری که اصل توجه ات را بر چهره ها بگذاری که همه جالبند برایت از لحاظ ستاره بودن یا اینکه به صدای قصه ای آشنا و غریب گوش دهی که دلنشین است از هر لحاظ.
دست آخر هر دو باهم در فکرت می نشیند که هرکدام را که رها کنی باز به خود می کشاندت که هر دو زیباست.
شاید نیت کنی که دوباره فیلم را ببینی و این بار چهره ها و در بار سوم تماشایش سراپاگوش شوی به حکایت ِ «شیرین»
برای من تجربه ای لذت بخش و تازه بود؛
هم عکس العمل ِ چهره ی زنانی که در حقیقت نه فیلمی دیده اند نه صدایی شنیده اند؛ تنها ۶ دقیقه به برگی سفید چشم دوختند و با خیال شیرین و به تصور خسرو و فرهاد، غمناک شدند، لبخند زدند، گریستند، غافلگیر شدند و ..
هم صدای قطرات آب در پس زمینه ی صدای ِ سخن ِ عشق ِ شیرین، عشق ِ فرهاد و عشق ِ خسرو…
هم هنر کارگردانی که که عکس العمل ها را به روی صدایی دلنشین تدوین کرده و «شیرین» را ساخته.