«بیگانه»ی «آلبر کامو» را خوانده اید؟
ما خود به چشم خویشن خویش دیده ایم
گویا باید سنگ را نیز در مقام صبر، لعل سازیم
چه مّثّل ها که تجره کردیم در این دیر مکافات
و به چشم خود دیده ایم که
هرکه در این درگه مقرب تر است/جام بلا بیشترش می دهند
این روزها که می گذرد…
Posted on شنبه 13 مارس 2010
بچه که بودم…یعنی اول راهنمایی..با دوسه تا از بچه های کلاس از رفوزه های سابق که قاعدتا اونموقع دیگه به سن بلوغ رسیده بودن خیلی رفیق بودیم….یه روز یکی از اونا کتاب رو آورد مدرسه و با ذوق و شوق به ما نشون داد که توش چی نوشته …ماهم که تا اونموقع خلافترین چیزی که دیده بودیم رقص بسنتی تو فیلم شعله بود هاج و واج اون قسمت کتاب رو …همون کتاب بیگانه آلبر کامو رو میگم میخوندیم و میخوندیم و هی میخوندیم….راجع به این بود که طرف یعنی آقاهه خودشو پرت کرده بود روی شکم گوشت آلود خانمه…ماهم خرکیف…و البته و صدالبته یه آنتن درجه یک هرمعلمی که میومد تو کلاس سریع ماجرای کتاب رو تحویلش میداد..معلم علوم حزب الهی چندتا کثافت عوضی تحویل پسره داد و فاسد و …خاک برسرو از اینا..معلم تاریخ …پسر بسیجی مسلکی به نظر می رسید…گرفت اونجارو که نشونش دادیم خوند بعد گفت این کتاب خوبه…ولی الان بخونی خراب میشی بزار ۱۸ سالگی به بعد بخون…با اجازتون الان ۳۵ سالمه ولی هنوز نخوندمش….لی میخونمش…بالاخره میخونمش
[پاسخ]
این کتاب بی نظیره
در واقع کتابهای کامو همش خوندنی جالب عبرت آموز و تاریخیه
م
[پاسخ]