این مطلب ارسال شده است در روز چهارشنبه, بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ و در ساعت ۶:۲۲ ب.ظ تحت دسته از دل گریخته ها. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید، یا بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
دست نوشتههای کودک فهیم
این همه شهد و شکر کز نی کلکم ریزد…./…. اجر صبری ست کزان شاخه نباتم دادند
صدایی که می لرزد اما وقارش ذاتیست..
صدایی که صاحبش نگران همه است و همه نگران او…
و کسی چه می داند که خوف و رجا یعنی چه…
و ما هم نمی دانیم اما لحظه به لحظه با تمام وجود احساس می کنیم…
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۲ ق.ظ
سلام
وبلاگ قشنگی داری امیدوارم همیشه موفق باشید
من مایلم با شما تبادل لینک کنم در صورت موافقت لطفا منو با نام وبلاگ دختر کوچولو لینک کنید و بگوید من شما رو با چه اسمی لینک کنم
منتظر پاسختون هستم
خدانگهدار