دست نوشته‌های کودک فهیم

این همه شهد و شکر کز نی کلکم ریزد…./…. اجر صبری ست کزان شاخه نباتم دادند

آرامش برای من، آن لحظه ی ظهر تابستان است که همه ی خانواده با نوای دلنشین هایده، مهستی و گاه نوش آفرین، به خواب می رویم..
رخوت خنکای خانه وسط آفتاب تموز کویر و نغمه ای روح نواز که دور و دورتر می شود و با لبخندی خواب چیره می شود…
هرگز لحظه ای هوس برگشتن در زمان را نداشته ام اما، هرگاه که با نغمه ای دلنشین به خواب می روم، آن روزها تداعی می شود.

یک نظر برای “یاد باد آن روزگاران یاد باد”

  1. badboy می گوید:

    آخی، چه قشنگ نوشتی.

نظر شما


دیدگاه‌های تازه