<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فعالیت اجتماعی تازه</title>
	<atom:link href="http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/</link>
	<description>این همه شهد و شکر کز نی کلکم ریزد..../.... اجر صبری ست کزان شاخه نباتم دادند</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 14:33:39 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: فاطمه</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7472</link>
		<dc:creator>فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7472</guid>
		<description>سلام مهسا ، من و تو چند سال پیش با هم دوست بودیم دوستای صمیمی . چند وقت پیش تو رو اینجا پیدا کردم . باورت نمیشه چقدر خوشحال شدم .چند بار هم برات کامنت گذاشتم و هر بار منتظر پاسخی ازت بودم. شاید منو یادت بیاد ولی دریغ از یه پیام کوتاه ... چطور می خوای روابط جدیدی داشته باشی وقتی دوستای قدیمیت رو به این راحتی از دست می دی ؟! حتی اگه منو یادت هم نمیاد میشد یکبار با یه ایمیل خوشحالم کنی. 
اگه واقعاً ارتباط با آدما رو دوست داشتی، چرا دستی رو که بارها به سمتت از روی دوستی دراز شده بود رد کردی؟!
این مطلبت برای من شبیه یه قصه هست، قصه ای که دوست داری اون طوری باشه ولی بهش اعتقادی نداری. 
اینو بدون کیفیت ارتباطات مهمه نه کمیتش.
دوست تو فاطمه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مهسا ، من و تو چند سال پیش با هم دوست بودیم دوستای صمیمی . چند وقت پیش تو رو اینجا پیدا کردم . باورت نمیشه چقدر خوشحال شدم .چند بار هم برات کامنت گذاشتم و هر بار منتظر پاسخی ازت بودم. شاید منو یادت بیاد ولی دریغ از یه پیام کوتاه &#8230; چطور می خوای روابط جدیدی داشته باشی وقتی دوستای قدیمیت رو به این راحتی از دست می دی ؟! حتی اگه منو یادت هم نمیاد میشد یکبار با یه ایمیل خوشحالم کنی.<br />
اگه واقعاً ارتباط با آدما رو دوست داشتی، چرا دستی رو که بارها به سمتت از روی دوستی دراز شده بود رد کردی؟!<br />
این مطلبت برای من شبیه یه قصه هست، قصه ای که دوست داری اون طوری باشه ولی بهش اعتقادی نداری.<br />
اینو بدون کیفیت ارتباطات مهمه نه کمیتش.<br />
دوست تو فاطمه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهسا محق</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7466</link>
		<dc:creator>مهسا محق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7466</guid>
		<description>قرار است تاعضو شورای کتاب کودک شویم
گوش شیطون کر، یک ورزش به زندگیمان اضافه کنیم
هراز چند گاهی بدون ماشین سر کار بریم
عضو کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد شویم
و یکی دو تا مورد دیگر که بعد از قطعی شدن اعلام می کنیم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قرار است تاعضو شورای کتاب کودک شویم<br />
گوش شیطون کر، یک ورزش به زندگیمان اضافه کنیم<br />
هراز چند گاهی بدون ماشین سر کار بریم<br />
عضو کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد شویم<br />
و یکی دو تا مورد دیگر که بعد از قطعی شدن اعلام می کنیم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صادق</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7464</link>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7464</guid>
		<description>نتیجه؟ ‌آیا؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نتیجه؟ ‌آیا؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدی</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7440</link>
		<dc:creator>محمدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7440</guid>
		<description>با دید جدیدتر به دوستای قدیمت نگاه کنن، سعی کن به کیفیت ارتباطات خودت فکر کنی نه به کمیت ارتباطات، رابطه بدون اینکه عمق پیدا کنه تبدیل به سرمایه اجتماعی نمیشه.
نمی دونم نظر من اینه، شایدم .....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با دید جدیدتر به دوستای قدیمت نگاه کنن، سعی کن به کیفیت ارتباطات خودت فکر کنی نه به کمیت ارتباطات، رابطه بدون اینکه عمق پیدا کنه تبدیل به سرمایه اجتماعی نمیشه.<br />
نمی دونم نظر من اینه، شایدم &#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمیده</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7439</link>
		<dc:creator>حمیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7439</guid>
		<description>با من بیا کتابخونه 
5شنبه البته مدارکتم بیار که رات بدن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با من بیا کتابخونه<br />
۵شنبه البته مدارکتم بیار که رات بدن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفی فلاح</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7438</link>
		<dc:creator>مصطفی فلاح</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7438</guid>
		<description>به نظرم یک گرایش هنری یا کاری جدید میتونه کمک زیادی بکنه
مثلا در وادی ورزش ، در وادی هنر و ....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظرم یک گرایش هنری یا کاری جدید میتونه کمک زیادی بکنه<br />
مثلا در وادی ورزش ، در وادی هنر و &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یک همسن و سال خودتان!</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7436</link>
		<dc:creator>یک همسن و سال خودتان!</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7436</guid>
		<description>سلام مهسا جان!من خیلی وقته از طریق گوگل ریدر دنبالت می کنم.چندوقت پیش سایتت(وبلاگت) رو دیدم و احساس کردم باید همسن خودم باشی و نمی دونم چرا احساس کردم یه شباهتایی داریم بعد توی فیس بوک ادت کردم و بعد 2 بار وقتی آنلاین بودی باهات حرف زدم اما شما تحویل نگرفتین! و من اول پیش خودم گفتم شاید بیزی بودی! اما بعد دیدم که آدم اگه واقعا گرفتار باشه وقت فیس بوک و وبلاگ هم نداره و تازه می تونستی پیشنهاد بدی بعدا حرف بزنیم(در اون صورت حرفی نبود و من کاملا درک می کردم)، شایدم چون جنس مونث بودم تحویل نگرفتی!!
خلاصه الان که دیدم اینطوری نوشتی دیدم نمیشه کامنت نزاشت!
اممممم،دیگه همین!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مهسا جان!من خیلی وقته از طریق گوگل ریدر دنبالت می کنم.چندوقت پیش سایتت(وبلاگت) رو دیدم و احساس کردم باید همسن خودم باشی و نمی دونم چرا احساس کردم یه شباهتایی داریم بعد توی فیس بوک ادت کردم و بعد ۲ بار وقتی آنلاین بودی باهات حرف زدم اما شما تحویل نگرفتین! و من اول پیش خودم گفتم شاید بیزی بودی! اما بعد دیدم که آدم اگه واقعا گرفتار باشه وقت فیس بوک و وبلاگ هم نداره و تازه می تونستی پیشنهاد بدی بعدا حرف بزنیم(در اون صورت حرفی نبود و من کاملا درک می کردم)، شایدم چون جنس مونث بودم تحویل نگرفتی!!<br />
خلاصه الان که دیدم اینطوری نوشتی دیدم نمیشه کامنت نزاشت!<br />
اممممم،دیگه همین!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صادق</title>
		<link>http://www.mohegh.ir/1388/09/23/new-social-activity/comment-page-1/#comment-7435</link>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mohegh.ir/?p=614#comment-7435</guid>
		<description>رفتن به یه کافی‌شاپ. گذاشتن یه کاغذ روی میز با یه نوشته برای اعلام آمادگی برای آشنایی به مدت دو ساعت! مثلا!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رفتن به یه کافی‌شاپ. گذاشتن یه کاغذ روی میز با یه نوشته برای اعلام آمادگی برای آشنایی به مدت دو ساعت! مثلا!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
