حافظ به روایت محق دات آی آر
- by مهسا محق
هر کس که ندارد به جهان مهر تو در دل/حقا که بود طاعت او ضایع و باطل
برداشتن از عشق تو دل، فکر محال است/از جان خود آسان بود، از عشق تو مشکل
از عشق تو ناصح چو مرا منع نماید/ای دوست، مگر هم تو کنی حل مسائل
گشتیم جهان را که ببینیم و ندیدیم/همچون تو کسی زیبا در شکل و شمایل
ای زاهد خودبین به در میکده بگذر/آن دلبر من بین که بود میر قبائل
از وصل تو شستند رقیبان ز طمع دست/چو گشت مرا کام دل از لعل تو حاصل
حافظ تو برو بندگی پیر مغان کن/بر دامن او دست زن و از همه بگسل
پی نوشت: دیوان حافظی در خانه داریم که یادگارِ دوران نوجوانی مادربزرگ ۸۸ ساله ام است. غزل ها به ترتیب حروف ابجد مرتب شده اند و غزل هایی دارد که مصححان جدید به گمانِ «حافظ پنداری» از دیوان های جدید، حذف کرده اند. برای من مهم نیست که غزلی که خواندید از حافظ باشد یا شاگردان شیفته اش، مهم حس زیبایی که خواندنش به من می دهد…