کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست / در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان / همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
روی تو مگر آینه لطف الهیست / حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم / مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را / شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز / در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است / جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر / گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت / در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت / با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی / جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ / فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز…
Posted on سه شنبه 15 سپتامبر 2009
in از حافظ
ببینم این “کودک فهیم” که ربطی به کودک فهیم امیر مهدی ژوله نداره؟!
[پاسخ]
ربطش اینه که من این اسم رو به دلیل علاقه به مطالب اون ستون دزدیدم!
[پاسخ]
بله. بسیار خوب. میبینم که “چشمت به کران شب نگه میساید/وین راه به غم در شده را میپاید/گویند که رفته بر نمیگردد باز/اما دل تو میتپد او میآید”
[پاسخ]
یعنی شما هم ۴۰چراغی اید؟! هنوزم؟ از کی؟ من کیم؟ اینجا کجاس؟!
[پاسخ]
تا ۵، ۶ سال پیش هر هفته میخوندم همون زمونایی که «دست نوشته های کودک فهیم» داشت و «ضد حال یعنی…» و «محرمانه» ی «ابراهیم رها» و «ساندویچ » «بزرگمهر حسین پور»و…
[پاسخ]
یعنی الان ترک کردین؟!!!
[پاسخ]