غیر منتظره
- by مهسا محق
نوین زنگ زد:
خوبی؟ سرِ کاری؟ من وزارت علومم خیاون هرمزان!
خدای من تا شرکت ما که ۵ دقیقست، منتظرتم
نوین اومد و چند تا خبر غافلگیر کننده داشت و به تناسب اونا پر از انرژی بود و شاد!
نوین داره میره کانادا، پذیرش گرفته و دنبال کاراشه، سپتامبر یا بدر از تعطیلات ژانویه؛ چیزی که خیلی خیلی می خواست و به دست آورد.
راستشو بخواهید خیلی وسوسم کرد، البته یکی دو سالی هست که همه بعد از سلام، چه طوری، به جای چه خبر می پرسن: قصد رفتن نداری؟ کجا میری؟ Apply کردی؟ واقعا نمیری؟؟؟!!! امان از دوستان مشوق البته ذغال خوب این روزها هم بی تاثیر نیست!
از شما چه پنهون، موقعیت بسیار وسوسه ناکی وجود دارد که بجنبیم به ترم ژانویه می رسیم!