نکته سربسته چه دانی؟ خموش!
- by مهسا محق
هاتفی از گوشه میخانه دوش/گفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کار خویش/مژده رحمت برساند سروش
این خرد خام به میخانه بر/تا می لعل آوردش خون به جوش
گر چه وصالش نه به کوشش دهند/هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست/نکته سربسته چه دانی خموش
گوش من و حلقه گیسوی یار/روی من و خاک در می فروش
رندی حافظ نه گناهیست صعب/با کرم پادشه عیب پوش
داور دین شاه شجاع آن که کرد/روح قدس حلقه امرش به گوش
ای ملک العرش مرادش بده/و از خطر چشم بدش دار گوش