نامه به یک آنیتای عزیز
سلام آنیتا جونم، خوبی؟ از شر امتحان PhD راحت شدی؟
یادته، پارسال، همین روزا، زیر زمین، ۸ صبح تا ۸ شب، چاقو، قاشق یک بار مصرف آبی، انواع کیک و بیسکوییت، کتری برق، کارتابل، بلیت هواپیمای روز بیست و نهم اسفند، صبرِ «حکمی»، نون بربری و صبحونه، کتلت لنگ کفش، سالاد الویه بدون دخالت دست، جنازه مرغ عشق، خوراک هشت پا، چلو گوشت آهو، نمازهای جعفر طیار، نامزدی صدف، تحقیقات ازدواج تو دستشویی، خاطرات خنده دار، آهنگ های ۶ عصر به بعد، فرم «ج»، رکورد «ملک نیا»، نظم و ترتیب «معین»، یک هفته جهنمی واسه ی من، repair کردن شبکه، حذف فرم «ج»، کد UMDNS، ناخنایی که گرفته بودم، کتاب «بازی عروس و داماد»، نمازخونه سرد، کیک نسکافه، بخاری برقی، ارباب رجوع، دفاع کارشناسی ارشد، خروس، خاله زنک که آخرش قضیه رو نفهمید…
چه روزایی بود..
زیرزمین
Posted on یکشنبه 22 فوریه 2009
اوووووه
سرم گیج رفت (:
[پاسخ]