دوره های فامیلی از جمعی که پدربزرگم داشتن شروع شد، البته اون جمع خیلی هم فامیلی نبود، پدربزرگم با دوستانشون، هم دوره ای های دانشگاه، همکاران مدارس هدف و بنیاد فرهنگ قبل از انقلاب و چند تایی از آقایون فامیل که با هم همفکر بودن؛ شعر میخوندن، بحث می کردن، جلسه جالبی بود با جَوِ ادبی خاص و من توی همه ی اون سالها فقط دوبار همزمان با دوره آقاجونم تهران و شاهد این برنامه بودم و تو عالم بچگی هیچی نمیفهمیدم ولی شکوهش رو حس می کردم، تقریبا تموم اون آدمای نازنین مرحوم شدن یا دیگه حافظه و تمرکزی براشون باقی نمونده…
۱۳-۱۲ سال پیش، آقایون جوون تر و میانسال فامیل که ساکن تهران بودن تصمیم گرفتن که جلسه مشابهی داشته باشن البته فقط جهت دید و بازدید و دور هم بودن، ۴-۳ سالی ادامه داشت و بدون هیچ دلیلی متوقف شد!
۱۰ سال پیش خانومای فامیل ساکن تهران تصمیم به برگزاری دوره گرفتن؛ تقریبا ماهی یک بار که هنوز هم ادامه داره. دوره مشابهی هم خانومای فامیل در یزد دارن که ۳ سالی هست که شروع شده و جو صمیمی و جالبی داره.
من و مهتا، نخودی هر دو تا دوره یزد و تهران بودیم. الان با گرفتن یک دوره توی خونمون از حالت نخودی در اومدیم و عضو ثابت دوره تهران شدیم. تصمیم گرفتیم که همه کارای دوره رو خودمون انجام بدیم؛ خونه تکونی، خرید و درست کردن عصرونه برای ۴۳ نفر (مهمون ها+خودمون)!
اینم عکس از عصرونه البته از هر کودوم یه دیس:

نان و پنیر سبزی:

سالاد پاستای فارفارلا:

ناگت مرغ (دستور درست کردن خمیرشو از مهتا دقیق میگرم و روی همین وبلاگ میذارم، منتظر باشید):

کاناپه ژامبون:

نوش جان!
* این پست تقدیم میشه به پدر عزیزم که الان یزد هستن و سه دوست عزیزی که هر کودوم به شکلی نتونستن که شرکت کنن.
گرسنه می شویم!
لطفا دوره فارغ التحصیلان مهندسی پزشکی دانشگاه اصفهان، در اصفهان با همین عصرانه ها برگزار گردد.
با تشکر!
[پاسخ]
دلم خواست از این خوشمزه ها!!!!!
[پاسخ]
~p=
[پاسخ]
با چنین سفره آرایی جای باباتون خالی
[پاسخ]
دوره دختر ها یادت رفت واین غذا ها را در دوره یزد هم تهیه کنید ولی طوری نباشد که عادت تمام دورهها شود این مراسم مخصوص منزل آقای محق باشد
[پاسخ]