این مطلب ارسال شده است در روز سه شنبه, دی ۲۴م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ تحت دسته از دل گریخته ها. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید، یا بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
دست نوشتههای کودک فهیم
این همه شهد و شکر کز نی کلکم ریزد…./…. اجر صبری ست کزان شاخه نباتم دادند
مبعوث شد و گفت که قریش بر هیچ قومی برتری ندارد و ملاک رجحان آدم ها، تنها ایمان و تقواست.
و ۱۴ قرن پس از محمد هنوز هم به شیوه جاهلیت به اعقاب قریش می گویند: «سید» و بی هیچ ملاک دیگری برتر می شمارند…
نه سفارش محمد در یادشان مانده نه عاقبت پسر نوح و همسر لوط…
دی ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۲ ق.ظ
داستان همسر لوط چی بود؟ یادم نمیاد…
دیگه این حافظه یاری نمیکنه، یاد جوونی به خیر…
بر اساس این سایت سن مغزم ۳۴ ساله!!!!
http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html