کرگدنی که همه ما باشیم!!
- گربه چهار پا دارد، پیشی هم چهار پا دارد، پس پیشی هم گربه است!
- سگ من هم چهار پا دارد
- سگ شما هم منطقا گربه است
- یک قیاس دیگر؛ گربه میراست، سقراط هم میراست، پس سقراط هم گربه است!
چند خط بالا قسمتی از مکالمه ای است که در تئاتر «کرگدن»، بین منطق دان و پیرمرد، رد و بدل می شود. نمایشنامه «کرگدن» در ۱۹۵۸ توسط «اوژن یونسکو» نوشته شده است. وی نویسنده ای فرانسویِ رومانی تبار است و نمایشنامه «کرگدن» که معروف ترین نمایشنامه اوست را در اعتراض به فاشیسم نگاشته است.
مردم این نمایشنامه ابتدا از کرگدن وحشتزده می شوند و پس از گذشت مدتی مجذوب قدرت آنها می شوند و کم کم به آنها می پیوندند؛ آنها که متظاهرترند زودتر و آنه که مهری به دل دارند دیرتر مسخ می شوند…
«اوژن یونسکو» بعد از نگارش نمایشنامه در جایی گفته است که «شاید بهتر بود که به جای کرگدن از گوسفند استفاده کرده بود، آنها از کرگدن های گوشه گیر، اجتماعی ترند و البته مطیع تر» اما قدرت نازی ها به کرگدن بیشتر شبیه است و البته رنگ پوست آنها نیز با اونیفرم هاشان هماهنگی دارد!

«کرگدن» که نام اصلی آن «کرگدن ها» است، یک بار در قبل از انقلاب توسط «حمید سمندریان» و بازی «عزت الله انتظامی» و یک بار در ۱۳۸۱ در تالار نو مجموعه «تئاتر شهر» به اجرا در آمده است. این بار نیز «فرهاد آییش»، «کرگدن» را در تالار اصلی «مجموعه تئاتر شهر» به روی صحنه برده است.
«فرهاد آییش» متن اصلی را موبه مو اجرا نکرده بود و تغییراتی به دلخواه خود در آن داده بود؛ فانتزی متن را زیاد کرده بود که جالب از آب درنیامده بود؛ بازی «رامین ناصر نصیر» در نقش «زن خانه دار» -که البته همه شب ها این گونه نیست- هرچند کَمَکی خنده دار بود ولی اصولا لزومی نداشت همچنین اجرای خانمی که اسمش یادم نیست در نقش آقای «دودار». بازی «مهدی هاشمی» و «شهاب حسینی» عالی بود و بقیه خوب بودند به جز «آتنه فقیه نصیری» که از «دیزی» که نقش مهمی هم داشت، یک کاراکتر لوس و سطحی ساخته بود.
به قول توکا نیستانی تئاتر بد وجود ندارد اما انتظار بیشتری داشتیم!