«بادبادک باز»
- by مهسا محق

«تریاک» و «طالبان»، دو واژه ای که با نام افغانستان؛ همسایه دیوار به دیوارمان که روزی جزیی از خاکمان بوده،پیوند خورده است. اما جز این دو واژه از دردها و رنج های مردم این سرزمین غریبِ آشنا چه می دانیم؟ هیچ!
«خالد حسینی»، نویسنده ای افغانی است که «بادبادک باز» را به زبان انگلیسی در مورد زندگی نوجوانی افغانی نگاشته است. داستان از زمانی آغاز می شود که حکومت افغانستان، هنوز پادشاهی است. «امیر»، قهرمان داستان، در طول زندگی پرماجرایش شاهد کودتا، حمله روسیه به افغانستان، حکومت طالبان و البته سقوط آنهاست. اما ماجراساز اصلی داستان، «حسن»، خدمتکار «امیر»، است. قول می دهم که کتاب را تا آخر نخوانده بر زمین نمی گذارید!
ترجمه های متفاوتی از این کتاب موجود است. شخصا ترجمه «زیبا گنجی» و «پریسا سلیمان زاده» از انتشارات «مروارید» را مطالعه کردم که روان بود.
یک توصیه: لذت خواندن این داستان را با دیدن فیلم ضعیفی که از روی آن ساخته شده، از دست ندهید؛ حتما اول داستان را بخوانید.