جز اشک چیزی ندارم برای بدرقه معلمی که همه وجودش، شور و عشق بود..
که پر احساس عمیق مادرانه بود…
که پر از نشاط جوانی بود…
که پر از درس زندگی بود…
و گل از گلش می شکفت به دیدن قد کشیدن و شکفتن شاگردانش
که همه عشقش ما بودیم، مایی که آمدیم و رفتیم و شاید گاهی با سلامی دوباره لبخند بر لبش نشاندیم
همویی که سرطان وجودش را گرفته بود و باز به شاگردانش «نه» نگفت و آمد، همویی که تظاهر می کرد که می شناسدمان و نمی شناخت، سرطان کار خودش را کرده بود، چقدر سخت بود نگه داشتن بغضی سرکش و رسیدن به جایی خلوت و سیر گریستن..
امسال نیامده بود و امروز شنیدم که دیگر هرگز نمی آید و باز همان بغض سرکش و حرکت کند عقربه های ساعت تا رسیدن به جایی خلوت و سیر گریستن…
هرگز فراموشمان نمی شوی چرا که چهره آسمانی ات در هر خطی که بخوانیم یا هر پاره ای که بنگاریم حک شده است..
خدا رحمتشون کنه.
به خونوادهشون خصوصاً آقایون دکتر شریف و مهندس شریف تسلیت میگم. همچنین به شما.
هرگز نمیرد آنکه دلش زندهشد بهعشق…
[پاسخ]
salam, moalleme dabestanetoon boodan? tasliat
[پاسخ]
سلام خانم افضل ماه ترین و بهترین معلم بودن.خدا رحمتشون کنه.به خانواده ایشان تسلیت گفته
[پاسخ]
منم از جانب خودم به اقایان شریف یزدی تسلیت میگم.امیدوارم خدا صبرشان بدهد
[پاسخ]
منم به علی افضل غم از دست دادن عمش رو بهش تسلیت می گم
[پاسخ]
نمی شناختمش ولی اونقدر دوستام از خوبی و صفاش گفته بودن که با شنیدن خبر اشک تو چشام جمع شد
خدا رحمتشون کنه
[پاسخ]