زن

در ناریکی هر دو قیافه زنم را می دیدم؛ نیمی روباه که به درد یقه پالتوش می خورد و نیمی فرشته که دو بال کم داشت. نیمه فرشته آسایش می گفت: «در یاخته های من تحمل سرشته شده است. این یاخته ها از حرمسرا شکل گرفته – با هوو تکامل یافته و به صورت معشوقه به من تحمیل شده است. گذشت می کنم و می کنم… »نیمه روباهی اش می گفت:«اما فرو نمی روم. تو اگر می خواهی برو شهرها را فتح کن، اما من آدمها را فتح می کنم و از جمله تو را، اسمش را بگذار مکر زنانه. خودم اسمش را می گذارم هوشیاری زنانه.»
از داستان «مرز و نقاب» از مجموعه «انتخاب» اثر بانو «سیمین دانشور»

{ Leave a Reply ? }

  1. h.moghadas

    خوبه دو تا قیافه بیشتر نداشته….!

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

پس از نوشتن متن بر روی تصویر سمت راست کلیک کنید تا کلمات فینگلیش به فارسی تبدیل شوند.