و در قلب ایران شهریست که پس کوچه هایش تاریخ را به خاطر دارند و هوایش، هوای ایران باستان است….
-
برگهها
-
آخرین دیدگاهها
- zareian در یا رب این نوگل خندان…
- سعیده در راهنمای خرید
- نازنین زهرا در راهنمای خرید
- fatemeh در راهنمای خرید
- a در راهنمای خرید
-
دستهها
- آموزشي
- ابداعات به درد نخور!!
- اجتماعی
- ادبيات
- از حافظ
- از دل گریخته ها
- از سعدی
- از شاهنامه
- از عبید زاکانی
- بنی آدم اعضای یکدیگرند
- به دل نشسته ها
- به یاد دکتر سید حسین محق
- بیست پرونده
- تئاتر
- تصنیف ها
- خبری – تحلیلی
- در شهر
- دور دنیا در هشتاد کلیک
- رازهايي دربارهي عشق
- زنان
- سریال تلوزیونی
- سمپاد
- سیاست
- شرق شناسی
- شما هم بخونید!
- عکس نوشته!
- غذاهای خوشمزه!
- فعاليت های بشر دوستانه
- فیلم
- موسیقی
- نوشتم که…
- نوشته های دیگران
- نیاز روز
- همين جوری!
- پرسه در حوالي زندگي
- کافه نشینی
- یادداشت های قطار
شهر من جایی هست که دلم میخواهد بروم از آنجا، چه پر از ترس است، چه پر از درد است. شهر من جایی است که به تاریخش زندهاست. شهر من جایی است که همه مردم آن مردند.
شهر من من به تو مینگرم و بجز آن تاریخت، هیچ چیز دگر در آن نیست.
شهر من جایی بود. شهر من دیگر نیست.
[پاسخ]
شهر من شهری است در دل کویر،
شهری که بهارش زود از راه می رسد،
شهری که گرمی خویش را به مردمانش بخشیده است،
شهری پر ازافتخار با مردان و زنانی فعال و سختکوش که تاریخ آیندگان خویش را می سازند.
شهر من شهری است که همواره به آن افتخار می کنم.
کاش من هم بتوانم تاریخ این شهر را پرافتخار بسازم.
کاش آیندگان هم به تاریخ این شهر افتخار کنند.
[پاسخ]