صفحه ۸۰

 این عکس رو به دقت نگاه کنید، کمی فکر کنید و بعد ادامه مطلب رو بخونید:

عکاس: امیر حجت صفرلی (ایران)
در شهری که دیگر هیچ کس
  - حتی کودکانش –
اسم فرشته ها را نمی دانند
اگر هنوز
اگر هنوز چیز مقدسی
اگر هنوز چیز مقدسی باقی مانده باشد
باری،
عینک ته استکانی
و چروک‌های صورت
و نازکی خوابِ پیر زن فرتوتی است
که فرشته ها را
  - هر روز –
به اسم کوچک صدا می‌زند.

In a city where no one anymore
  - even its children –
kows the name of angels
if yet
if ye a sacred thing
if ye a sacred thing has been remained
well,
it is thick glasses
and face wrinckles
and delicacy of sleep of a decrepit woman
who calls angels
  - every day –
By their nicknames.

برگرفته از کتاب: “پرسه در حوالی زندگی”
نشر چشمه و نشر رسش
روایت: مصطفی مستور
انتخاب عکس: کیارنگ علایی
برگردان به انگلیسی:  محمد فیض الله

{ Leave a Reply ? }

  1. زهرا

    سلام. خوبی. تامل برانگیز بود.
    مصظفی دستور؟!!!!! همون مصطفی مستوره؟

    [پاسخ]

  2. monire

    اون وقت نور وسط این عکسه واسه چیه ؟! ( flashe دوربینه ؟! )

    این یک سوال پرت بود زیاد توجه نکنین بهش :D

    [پاسخ]

  3. monire

    خوب بدون فلش عکس میگرفتی !!

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

پس از نوشتن متن بر روی تصویر سمت راست کلیک کنید تا کلمات فینگلیش به فارسی تبدیل شوند.