جذابیت تلویزیون
- by مهسا محق
چرا دیگر برنامه های تلویزیون جذبم نمی کند؟
- یادم میاد کارتون هایی که همه همیشه دنبال مامانشون میگشتن و ۹۰% هم پیدا نمیکردن، همونارو هم با علاقه دنبال می کردم
- یادم میاد خیلی کوچیک بودم، پنج شنبه ها با بابا مینشستیم “هنر هفتم” تماشا می کردیم، معمولا بابا هنوز نقدها که تموم نشده بودن، خواب می رفتن، من تا آخرشو میدیم، با دقت، جوری که می تونستم فیلم ۲ ساعته رو تو سه ساعت تعریف کنم!
- یادم میاد دبستان بودم که “ارتش سری” و “لبه تاریکی” می دیدم حتی امتحان هم باعث نمی شد که حتی یه قسمتو از دست بدم!
- یادم میاد شنبه ها “اوشین” و تصاویر محوی از سریال “گرگها”؛ یه داروغه بود و “ثریا قاسمی” که خیلی جوون بود و “شیرو”ی “سلطان و شبان” چه ماجراهایی داشت!
- یادم می آید دبیرستان که می رفتم از ۸ شب تا ۱۱ شب تلویزیون تماشا می کردم، اول سریال کانال ۳، بعد ۲ و بعد ۱
- یادم میاد ترم ۱ پیش دانشگاهی بودم، ماه رمضون بود و از بعد از اذون، چند مدل سریال داشت + سریال های عادی شبکه ها، شب امتحان ادبیات فارسی بود، نصف روز بیشتر وقت نداشتیم؛ یه شعر هم باید حذف می کردیم واسه امتحان، یه کتاب تست ادبیات هم گرفته بودم که دقیقا هزار تا تست داشت و با دوستام شرط بسته بودم که همون شب، همشو بزنم، تا ۱۰ شب اون روز، تلویزیون تماشا کردم و مجبور شدم تا ۲ نصف شب بیدار بمونم و شرط رو به جا بیارم که آوردم و ادبیات هم ۲۰ گرفتم!
- یادم میاد حتی تو خوابگاه هم که بودم و باید می رفتم اتاق تلویزیون، یه سری سریال ها رو دنبال می کردم….
اما مدتهاست که دیگه هیچ کودوم از سریال های تلویزیون جذبم نمیکنه به جز کارای “مهران مدیری”، مدت هاست به جز جمعا حدود ۲-۳ قسمت از هر سریالی هیچ چیزو کامل ندیدم حتی سریالهای “نرگس” و “یانگوم” و طنز “ترش و شیرین” که حتی خواجه حافظ شیرازی هم دیگه دیده! انقدرها وقت دارم ولی حس می کنم تلویزون کشش قبل رو نداره، شخصیت ها و سوژه ها تکراری بدون هیچ زنگ و لعاب تازه ای، فیلم های خارجی که دیگه فاجعه شدن، تمام داستان عوض میشه جوری که به شعور آدم توهین میشه!
نمیدونم چند نفرتون مثل من فکر میکنید ولی اگه تلویزیون از زندگی من حذف بشه هیچ اتفاقی نمیفته فقط تعداد کتابایی که می خونم بیشتر میشه….