دست نوشتههای کودک فهیم
بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۶
۰۶ ۳۱م, ۱۳۸۶
این عکس رو به دقت نگاه کنید، کمی فکر کنید و بعد ادامه مطلب رو بخونید:

عکاس: امیر حجت صفرلی (ایران)
ادامه مطلب »
۰۶ ۳۰م, ۱۳۸۶
کی گفته فقط پنج شنبه ها می نویسم؟
خودم؟
حرفمو پس میگیرم!
میخوام هر روز بنویسم!
آی ملت! www.mohegh.ir هر روز، به روز میشه!
۰۶ ۲۹م, ۱۳۸۶
این متن عینا از صفحه برش های کوتاه روزنامه اعتماد مورخ ۳ شهریور ۱۳۸۶ کپی شده است
در سرتاسر جهان قوانین عجیبی وجود دارند که احتمالاً در مقطع تصویب آنها قانونگذاران به تبعات تصویب آنها یا خنده دار بودن متن آنها دقت نکرده اند. برخی از این قوانین عجیب را در زیر بخوانید؛
۱- در شهر لندن حمل و نقل سگ ها، سمورها و راکون های مبتلا به بیماری هاری با تاکسی یا سایر وسایل نقلیه عمومی ممنوع است.
۲- طبق قوانین انگلستان مردن در ساختمان کنگره این کشور ممنوع است.
۳- در انگلستان اگر تمبری منقش به عکس ملکه برعکس روی پاکتی بخورد اداره پست نباید آن را به مقصد برساند
ادامه مطلب »
۰۶ ۲۶م, ۱۳۸۶
۱- مرورگر اینترنت خود را باز کنید،
۲- در نوار آدرس تایپ کنید : www.google.com
3- چیزی مشابه زیر میبینید:
![]()
۴- درست میبینید، آدرس گوگل را وارد کرده اید؛ هیچ اشتباهی در کار نیست؛ گوگل فیلتر شده!
۵- میخواهید گریه کنین، بخندید، داد بزنید، سر به بیابون بذارید، انتخاب با خودتان است!!
۰۶ ۲۲م, ۱۳۸۶
چرا دیگر برنامه های تلویزیون جذبم نمی کند؟
- یادم میاد کارتون هایی که همه همیشه دنبال مامانشون میگشتن و ۹۰% هم پیدا نمیکردن، همونارو هم با علاقه دنبال می کردم
- یادم میاد خیلی کوچیک بودم، پنج شنبه ها با بابا مینشستیم “هنر هفتم” تماشا می کردیم، معمولا بابا هنوز نقدها که تموم نشده بودن، خواب می رفتن، من تا آخرشو میدیم، با دقت، جوری که می تونستم فیلم ۲ ساعته رو تو سه ساعت تعریف کنم!
- یادم میاد دبستان بودم که “ارتش سری” و “لبه تاریکی” می دیدم حتی امتحان هم باعث نمی شد که حتی یه قسمتو از دست بدم!
- یادم میاد شنبه ها “اوشین” و تصاویر محوی از سریال “گرگها”؛ یه داروغه بود و “ثریا قاسمی” که خیلی جوون بود و “شیرو”ی “سلطان و شبان” چه ماجراهایی داشت!
۰۶ ۱۵م, ۱۳۸۶

من از دست تو بردم شکایت به قناری / که من آواز عشقم ولی باور نداری
من از دست تو بردم شکایت به ستاره / که تو چشمات نداری، برام یه تک اشاره
شکایت رو شکایت رو شکایت / از اینجا شاکیم تا بی نهایت
گلایه رو گلایه رو گلایه / چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
من از دست تو بردم شکایت پیش مهتاب / که از گلدون چشمام چقدر چیدی گل خواب
من از دست تو بردم شکایت پیش خورشید / که عشقت در وجودم چقدر سوزنده تابید
شکایت رو شکایت رو شکایت / از اینجا شاکیم تا بی نهایت
گلایه رو گلایه رو گلایه / چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
تو هر گلدون سنگی، گل و گلناری انگار / تو چشم عاشق من فقط گلخاری انگار
تو هر گلدون سنگی، گل و گلناری انگار / تو قلب نازک من فقط گلخاری انگار
شکایت رو شکایت رو شکایت / از اینجا شاکیم تا بی نهایت
گلایه رو گلایه رو گلایه / چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
ستار – آلبوم گلایه – ترانه گلایه
۰۶ ۸م, ۱۳۸۶
کفر چو منی گزاف و آسان نبود … /… محکمتر از ایمان من، ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر؟! …/… پس در همه دهر، یک مسلمان نبود
ابن سینا