از چند تا “شروع تازه” می ترسم؛ باید خوشحال باشم ولی می ترسم، خیلی هم می ترسم!
This entry was posted
on سه شنبه, مرداد ۳۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۷ ب.ظ and is filed under نوشتم که....
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
ترس مانع انجام دادن بسیاری از کار ها میشود و جلوی پیشرفت آدم را میگیرد! (البته گاهی هم مفید است! )
به نظرم اگه بدترین حالت را در نظر بگیریم و خودمون را آماده کنیم ترس دیگر بیمعنی میشود! البته نباید به بدترین حالت فکر کرد، بلکه فقط باید خود را مجهز ساخت!