Month: مرداد ۱۳۸۶

از هفته آینده

 - by مهسا محق

سلام دوستان خوبم

از هفته آینده، هر پنج شنبه ویلاگمو به روز (ترجمه update!) می کنم، مگر دیگه چی بشه که حتما بخوام بنویسم!

ممنون از اینکه به سایتم سر میزنید.

روز خوش

م.م

می ترسم!

 - by مهسا محق

از چند تا “شروع تازه” می ترسم؛ باید خوشحال باشم ولی می ترسم، خیلی هم می ترسم!

تهران و موزه هایش

 - by مهسا محق

بی شک تهران، یکی از بی اصالت ترین شهرهای ایران است. پیشینه آن به آغا محمدخان قاجار برمی گردد که تصمیم گرفت، پایتختش را خودش بسازد و تهران را که در آن زمان تنها چند کوچه باغ بود، بنا نهاد. به همین دلیل اثر تاریخی چندانی در تهران نمی توان برشمرد اما موزه های فراوانی در تهران وجود دارد که در صورت علاقه به تاریخ و فرهنگ می تواند روزها، برنامه شما را پر کند، یکی از دیدنی ترین آنها کاخ - موزه سعد آباد است که به همراه قدم زدن در تاریخ معاصر می توانید از هوای پاک آنجا نیز استفاده کنید:

 

 

عکسهای بیشتری از مجموعه سعدآباد از این لینک

اطلاعات بیشتر در مورد موزه های تهران از این لیتک

اندر حکایت کنسرت رفتن بانوان!

 - by مهسا محق

 

 

تالار وحدت تهران، ۲۳ تا ۲۶ مرداد ماه سال جاری میزبان کنسرت بانو “سیمین غانم” بود. این کنسرت توسط بنیاد خیریه فیروزنیا برگزار شده بود و تمام عواید آن توسط این مجموعه صرف مقاصد خیرخواهانه خواهد شد.  این حکایت را به دو بخش تقسیم می کنم؛ خود سیمین و حواشی کنسرت،

سیمین

۱- صدایش هنوز هم آسمانی است؛ بی شک این عطر صدا از جنس خاک نیست..

۲- هر سه بار که “گل گلدون من” رو اجرا کرد، همه سالن یک صدا همراهش بودند..

۳- “.. من شدم رودخونه، دلم یه دریا” دیگه نگید یه” مرداب”!

۴- ” بگو ای مرد من، ای از تبار هرچه عاشق، بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق، بگو ای سوخته ای بی رمق ای کوه خسته، بگو ای با تو داغ عاشقای دل شکسته، بگو با من بگو از درد و داغت، بذار مرهم بذارم روی زخمات، بذار بارون اشک من بشوره غبار غصه هارو از سراپات، بذار سر روی شونم گریه سر کن، از اون شب گریه های تلخ هق هق، بذار باور کنم یه تکیه گاهم، برای غربت یه مرد عاشق”، ترانه “مرد من” تا همین جا بیشتر مجوز اجرا نداره!!

۵- صد حیف و هزاران افسوس که این صدا در پشت دیوارها محصور بماند، تنها عده محدودی لذت برند و به یادگار نماند… 

اختصاصی بانوان!

۶- تمام دیوارهای شیشه ای تالار وحدت با پرده قهوه ای پوشیده شده است تا مبادا چشم نامحرمی به چهره پریرویی بیفتد!

۷- موبایلهایتان را میگیرند، داخل کیسه پلاستیک روی زمین تلمبار می کنند که مبادا نغمه ای ثبت شود

۸- اما پشت حصارها، شهر زنان است هرچه می خواهید بپوشید و به هر صورتی ظاهر شوید؛ این آزادی آنقدر نامانوس است که بسیاری باورش ندارند و با ظاهر اداری (ر.ک مطلب “یارب مباد که..)” می آیند! 

و این لینک تقدیم به آن دسته از طرفدارانش که از عطر آسمانی صدایش محرومند!

۵ روز بدون کلیک!!

 - by مهسا محق

جای همه خالی پنج روز مشهد بودم؛ خونه عمو جون. میخوام به تقلید از احمد سفرنامه رو تو چند بند بنویسم، اینجوری خوندنش آسون تره و از اطناب کلام (!!) جلوگیری میکنه…

۱- این پنج روز یه کلیک هم نکردم، کلی مطلب آماده (Draft) داشتم که میتونستم publish کنم ولی خواستم به خودم ثابت کنم که میتونم حتی سراغ ایمیلم هم نرم!

۲- ما به دلمون موند که یه بار حرم یه ذره خلوت باشه…

۳- خیلی دنبال مکان تاریخی و آثار باستانی تو مشهد نگردید؛ یافت می نشود گشته ایم ما (منظورم خود شهر مشهده، توس و نیشابور و.. واقعل دیدنی هستن) این شهر پر از مرکز خرید - که به جز دو-سه تا، هیچ کودوم ارزش رفتن نداره-  و رستورانه؛ قسمت بزرگی از  درآمدش از همین راهه البته موزه نادری هست که آرامگاه نادر اونجاست البته موزه خیلی کوچیکی داشت که تمام قطعاتش هم مال افشاریه بود؛ نادر یه سپر داشته و یه شمشیر که فتحعلی شاه قاجار اونا رو مرصع میکنه و الان در موزه جواهرات ملی (خزانه بانک مرکزی- چهار راه استامبول) نگهداری میشه، بازدید از اون موزه رو جدی جدی به همه پیشنهاد میکنم.

 

 

۴- یه توصیه به خانومای خواننده این صفحه، خیلی وقتتون رو توی مراکز خرید مشهد تلف نکنید؛ دو حالت داره: یا چیزی که ارزش خریدن داشته باشه پیدا نمیکنید یا اینکه به نسبت خیلی گرونه فقط چیزایی بخرید که خاص مشهده؛ زعفران، زرشک، آلو، جیلی بیلی و البته شکلات سنگی!

۵- با همه حس ناسیونالیستی شدید نمیتونم بگم که کوهستان پارک ما بهتر از کوهسنگی یه! از بالای کوه منظره واقعا قشنگی دیده میشه، بازم تو کوه جشن تولد گرفتیم؛ این دفعه واسه خانوم عموم

 

 

۶- مثل اینکه Ice Pack تو مشهد خیلی طرفدار داره، جدای از خود Ice Pack و شعباتش آیس پک گل سرخ، آیس پک عصر یخی و.. هم کلی شعبه دارن!!

۷- به جای شاندیز، طرقبه و زشک، رفتیم یه جای جدید؛ “نغندر”(بر وزن چغندر)، البته ما آخرش املای درستشو یاد نگرفتیم، هم “نغندر”  رو تابلوهاشون نوشته بودن و هم “نقندر”! بعد از ظهر یه افغانی دایره (عربونه خودون) دستش گرفته بود و آواز میخوند؛ از اون بالا کفتر میاد..! تازه به همه میگفت “سبز در کن!” یعنی هزاری بده!!

 

 

۸- بند آخر اختصاصی محق دونه ماست؛ تورو خدا بچه دو ساله رو ببینید، نمکدونه بچمون!

 

 

هیچ!

 - by مهسا محق

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ …/… ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

اگه با دقت بخونیدش میبینید که سرشار از امید به یک زندگی بی دغدغه است و اصلا هم حس ناامیدی القا نمی کنه، متاسفانه اسم شاعرش رو نمیدونم!

یه مرده بود..

 - by مهسا محق

یه مرده بود یه گربه داشت، گربشو خیلی دوست می داشت

یه روز گربه هه رفت سر حوض تموم ماهیاشو خورد

مرده اومد گربه رو کشت

روی سنگ قبرش نوشت:

یه مرده بود یه گربه داشت، گربشو خیلی دوست می داشت

یه روز گربه هه رفت سر حوض تموم ماهیاشو خورد

مرده اومد گربه رو کشت

روی سنگ قبرش نوشت:

یه مرده بود یه گربه داشت، گربشو خیلی دوست می داشت

یه روز گربه هه رفت سر حوض تموم ماهیاشو خورد

مرده اومد گربه رو کشت

روی سنگ قبرش نوشت:

یه مرده بود یه گربه داشت…

صادق هدایت

پوچ و تلخه، نیست؟

۱۳ یار اوشن در تذروجا!

 - by مهسا محق

جدی جدی ۱۳ نفر بودیم که با ۳۵ دقیقه تاخیر دوستان از میدون همافر با یه مینی بوس بسیار شیک!! راه افتادیم به سمت طزرجان، به جای سفرنامه نوشتن نکات مهم سفر رو لیست می کنم، فکر کنم اینجوری هم خوندنش براتون آسون تره و هم نظر دادن:

 ۱- این رسم ما یزدی ها در دیر اومدن در همه جا خیلی زشته، اگه بعد از قطار، واقعه دومی سراغ دارید که تو شهرمون سر موقع اتفاق می یفته، لطفا به من هم بگید،

 ۲- تولد گرفتیم تو کوه واسه من، جاتون خالی کیک خوردیم، برام “تولدت مبارک” خوندن همه، هرچند سه روز ازش گذشته بود و تقریبا نصف روز تولدم هم به جواب ایمیل و تلفن و sms و pm های دوستان گذشت [اعتراف می کنم من تولد خیلی هاشونو اصلا یادم نیست که بخوام تبریک بگم! خیلی زشته میدونم ولی محدودیت حافظه رو نمیشه کاریش کرد!!]ولی این یکی یه جور دیگه بود،

 

 

۳- مورچه سواری دیدم بعد از سالها،

 

 

 

۴- صدای نسیمی که لای سپیدار می پیچه؛ یاد خاطرات کودکی…،

 

 

۵- خیلی سخته که آدم سوژه ۱۲ نفر دیگه اونم تو اردو باشه وای خوب حق بدید وقتی یکی هی به یه گوشه ای واسه خودش تنها بشینه، بره از گلا عکس بگیره، بقیه زمان رو هم بخوابه، الواح تخت جشید هم متلک میگن…

 

 

۶- البته سوژه دیگری هم وجود داشت که چون قراره توی پروژه پایانیم به من کمک کنه اصلا هیچ حرفی در این قسمت ندارم!

 

 

۷- بی شک استعداد آقای شرقی توی پانتومیم منحصر به فرده،

۸- سه نفر تو تابستون برف دیدن؛ علی مدرسی، حجت دانشجو و زارع زاده،

 

 

۹- یکی به این جماعت باید می گفت که وقی میخوان حاجی بشن، سنگ شیطون میزنن نه اینکه هرچی سنگه حواله دوست خودشون کنن!

۱۰- یه شونه به سر دورو بر ما می پلکید، یه لحظه نشست کنارمون و شونشو باز کرد، صحنه نادری بود، حیف که نتونستم شکار لحظه کنم.

جای همه دوستانی که نبودن خالی بود، ایشالا اردوهای بعدی. بقیه عکسهارو از این لینک ببینید.

شرکت “رش” زیر ذره بین

 - by مهسا محق

 ارائه روش‌های هر چه ساده‌تر درمانی هدف شرکتی است که اول اکتبر ۱۸۹۶ در سوییس تأسیس شد و امروزه به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در زمینه تشخیص و درمان بیماری‌ها تبدیل شده است. قدمت بعضی از این بیماری‌ها از جمله مالاریا، حمله قلبی و دیابت به اندازه عمر بشر است. برخی دیگر نیز مانند AIDS یا SARS بسیار جوانند. بیش از صد سال است که «روش» با بیماری‌های پیر و جوان و میانسال می‌جنگند و تاکنون ۲۰۰۰۰ نفر به ارتش آن پیوسته‌اند. در این شماره پرونده «روش» را گشوده و از تکنیک‌های جنگی آن آگاه خواهیم شد.
شرکت روش در زمانی تأسیس شد که انقلاب صنعتی چهره اروپا را تغییر داده بود. ابداعات زیادی در صنعت و روابط اجتماعی صورت گرفته بود. پیشرفت‌های زیادی نیز در علم پزشکی صورت گرفته بود، به طوری که بهداشت جهانی نیازمند بازاری منسجم بود. با این پیش‌زمینه، «Fritz Hoffmann-La Roche»، شرکت «روش» را با هدف تولید دارو تأسیس کرد.

تاریخچه
بلافاصله پس از تأسیس «روش»، «Aiodin» به عنوان اولین محصول شرکت، تولید و روانه بازار شد. این دارو جهت درمان ناهنجاری‌های تیروئید در آن زمان تجویز می‌شد. داروهای دیگری از جمله مسکن‌های مختلف نیز در این سال تولید می‌شود و شرکت فعالیت‌هایی جهت بازاریابی محصولاتش در آلمان، آغاز می‌کند. در سال ۱۸۹۷، شرکت زمینی مستقل برای تولید محصولاتش می‌خرد. طی بیست و چند سال اولیه تأسیس شرکت، محصولات دارویی متنوعی ارائه می‌شود و نمایندگی‌هایی در پاریس (۱۹۰۳)، نیویورک (۱۹۰۵) و روسیه (۱۹۱۰) افتتاح می‌شود. ضنم اینکه «روش» به یک کمپانی با مسؤولیت محدود بدل می‌گردد.
در ۱۸ آوریل ۱۹۲۰، با مرگ «Fritz Hoffmann»، شرکت مدیر پویا و تأثیرگذارش را از دست می‌دهد.
فاصله زمانی ۱۹۵۲-۱۹۲۰ یک دوران ثبات ۳۲ ساله برای کمپانی است. در این زمان شرکت رشدی با ثبات داشته است. در ۱۹۳۸ برای اولین بار ویتامین C مصنوعی توسط این شرکت به تولید انبوه می‌رسد و «روش» به تدریج تبدیل به یکی از پیشروان تولید ویتامین در دنیا بدل می‌گردد. ضمن اینکه رشد چشمگیری در بازار اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی و خاور دور داشته است. افتتاح شعبه‌ای در توکیو در ۱۹۲۵ ، شاهدی بر این مدعاست.
بین سال‌های ۱۹۵۰ تا نیمه دهه ۱۹۶۰، تحقیقات دارویی وسیعی در «روش» به روش‌های متفاوت با روند سابق کمپانی صورت گرفت. این محصولات در دسته‌بندی‌ داروهای ضد افسردگی، ضد میکروباکتری، محلول‌های شیمی‌درمانی سرطان و بیماری‌های قلبی جای می‌گیرد که این دسته‌بندی‌ها تا امروز نیز معتبر است. در این بازه زمانی «روش» شرکت‌های فعال زیادی را از جمله «Laboratories sauter S.A.»، «Givaudan S.A.» و «Roure Bertrand Dupont» را تملک می‌کند.
موقعیت‌ روزافزون «روش» در بخش دارویی، مدیران این شرکت را بر آن داشت تا به دیگر عرصه‌های سلامت نیز وارد شوند. سال‌های بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ شروع فعالیت «روش» در زمینه طراحی و ساخت سیستم‌های تشخیص پزشکی بود. محققان این شرکت به طور گسترده درزمینه الکترونیک فعالیت خود را گسترش دادند. به‌گونه‌ای که به ثمر رسیدن ساخت کریستال مایع، مدیون این افراد است. در این زمان «روش» در بازار آمریکا بسیار نفوذ کرده است. اما در اواخر این دوره اتفاق تلخی برای این کمپانی افتاد. ابری از ذرات معلق دی‌اکسین از یکی از کارخانه‌های «Givaudan» در ایتالیا که زیرمجموعه «روش» به شمار می‌رفت، هوای ایتالیا و چند کشور همسایه را آسوده کرد. مدیران «روش» و «Givaudan» حداکثر تلاش خود را برای جبران مشکلات ایجاد شده نمودند. اما این واقعه اثر منفی فراوانی بر روی قیمت محصولات کمپانی خصوصاً در بریتانیا گذاشت.
از اوایل دهه هفتاد، سیاست شرکت به تأسیس واحدهای تجاری جداگانه تغییر جهت یافت. «Maag» و «Gibaudan» از «روش» جدا می‌شوند. به طوری که در سال ۲۰۰۰، سه بخش اصلی باقی می‌ماند؛ دارویی، ویتامین و مواد شیمیایی و تشخیص. در طی این سال‌ها تاکنون، طیف وسیعی از محصولات دارویی متنوع ارائه شده است. شرکت‌های معتبر فراوانی تاکنون به «روش» پیوسته‌اند و رشد ارگانیک آن را سبب شده‌اند. تأکید این کمپانی تولید محصولات با کیفیت به صورت مقرون به صرفه است.
از سال ۲۰۰۰ به بعد این شرکت علاقه زیادی به سرمایه‌گذاری در خاور دور خصوصاً ژاپن نشان داده است. در سال‌های اخیر بخش ویتامین به صورت کامل از «روش» جدا شده است و تمرکز اصلی شرکت بر روی محصولات دارویی و سیستم‌های تشخیصی قرار گرفته است. خرید شرکت «Arminia Medical» آمریکا در سال ۲۰۰۱ موقعیت آن را در بازار آمریکا مستحکم کرده است. بلافاصله پس از تأسیس «روش»، «Aiodin» به عنوان اولین محصول شرکت، تولید و روانه بازار شد. این دارو جهت درمان ناهنجاری‌های تیروئید در آن زمان تجویز می‌شد. داروهای دیگری از جمله مسکن‌های مختلف نیز در این سال تولید می‌شود و شرکت فعالیت‌هایی جهت بازاریابی محصولاتش در آلمان، آغاز می‌کند. در سال ۱۸۹۷، شرکت زمینی مستقل برای تولید محصولاتش می‌خرد. طی بیست و چند سال اولیه تأسیس شرکت، محصولات دارویی متنوعی ارائه می‌شود و نمایندگی‌هایی در پاریس (۱۹۰۳)، نیویورک (۱۹۰۵) و روسیه (۱۹۱۰) افتتاح می‌شود. ضنم اینکه «روش» به یک کمپانی با مسؤولیت محدود بدل می‌گردد.در ۱۸ آوریل ۱۹۲۰، با مرگ «Fritz Hoffmann»، شرکت مدیر پویا و تأثیرگذارش را از دست می‌دهد.فاصله زمانی ۱۹۵۲-۱۹۲۰ یک دوران ثبات ۳۲ ساله برای کمپانی است. در این زمان شرکت رشدی با ثبات داشته است. در ۱۹۳۸ برای اولین بار ویتامین C مصنوعی توسط این شرکت به تولید انبوه می‌رسد و «روش» به تدریج تبدیل به یکی از پیشروان تولید ویتامین در دنیا بدل می‌گردد. ضمن اینکه رشد چشمگیری در بازار اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی و خاور دور داشته است. افتتاح شعبه‌ای در توکیو در ۱۹۲۵ ، شاهدی بر این مدعاست.بین سال‌های ۱۹۵۰ تا نیمه دهه ۱۹۶۰، تحقیقات دارویی وسیعی در «روش» به روش‌های متفاوت با روند سابق کمپانی صورت گرفت. این محصولات در دسته‌بندی‌ داروهای ضد افسردگی، ضد میکروباکتری، محلول‌های شیمی‌درمانی سرطان و بیماری‌های قلبی جای می‌گیرد که این دسته‌بندی‌ها تا امروز نیز معتبر است. در این بازه زمانی «روش» شرکت‌های فعال زیادی را از جمله «Laboratories sauter S.A.»، «Givaudan S.A.» و «Roure Bertrand Dupont» را تملک می‌کند.موقعیت‌ روزافزون «روش» در بخش دارویی، مدیران این شرکت را بر آن داشت تا به دیگر عرصه‌های سلامت نیز وارد شوند. سال‌های بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ شروع فعالیت «روش» در زمینه طراحی و ساخت سیستم‌های تشخیص پزشکی بود. محققان این شرکت به طور گسترده درزمینه الکترونیک فعالیت خود را گسترش دادند. به‌گونه‌ای که به ثمر رسیدن ساخت کریستال مایع، مدیون این افراد است. در این زمان «روش» در بازار آمریکا بسیار نفوذ کرده است. اما در اواخر این دوره اتفاق تلخی برای این کمپانی افتاد. ابری از ذرات معلق دی‌اکسین از یکی از کارخانه‌های «Givaudan» در ایتالیا که زیرمجموعه «روش» به شمار می‌رفت، هوای ایتالیا و چند کشور همسایه را آسوده کرد. مدیران «روش» و «Givaudan» حداکثر تلاش خود را برای جبران مشکلات ایجاد شده نمودند. اما این واقعه اثر منفی فراوانی بر روی قیمت محصولات کمپانی خصوصاً در بریتانیا گذاشت.از اوایل دهه هفتاد، سیاست شرکت به تأسیس واحدهای تجاری جداگانه تغییر جهت یافت. «Maag» و «Gibaudan» از «روش» جدا می‌شوند. به طوری که در سال ۲۰۰۰، سه بخش اصلی باقی می‌ماند؛ دارویی، ویتامین و مواد شیمیایی و تشخیص. در طی این سال‌ها تاکنون، طیف وسیعی از محصولات دارویی متنوع ارائه شده است. شرکت‌های معتبر فراوانی تاکنون به «روش» پیوسته‌اند و رشد ارگانیک آن را سبب شده‌اند. تأکید این کمپانی تولید محصولات با کیفیت به صورت مقرون به صرفه است.از سال ۲۰۰۰ به بعد این شرکت علاقه زیادی به سرمایه‌گذاری در خاور دور خصوصاً ژاپن نشان داده است. در سال‌های اخیر بخش ویتامین به صورت کامل از «روش» جدا شده است و تمرکز اصلی شرکت بر روی محصولات دارویی و سیستم‌های تشخیصی قرار گرفته است. خرید شرکت «Arminia Medical» آمریکا در سال ۲۰۰۱ موقعیت آن را در بازار آمریکا مستحکم کرده است.
زمینه فعالیت
 فعالیت شرکت «روش» هم اکنون در دو بخش تشخیصی که شامل طراحی و ساخت سیستم‌های تشخیصی و کیت‌های آزمایشگاهی می‌شود و بخش دارویی که طیف وسیع و متنوعی از داروها را دربرمی‌گیرد، متمرکز شده است.
فعالیت‌های تحقیقاتی
بخش تحقیق و توسعه شرکت «روش» بسیار فعال است و سرمایه‌گذاری‌های کلانی در این قسمت صورت می‌گیرد. در زمینه تحقیقات این شرکت با سازمان‌های خصوصی و دولتی، دانشگاه‌ها در ارتباط است؛ هم از دانش آنها استفاده کرده و هم سیستم‌ها و مواد لازم آنان را تهیه می‌نماید.
از مؤسسات معتبری که در سال‌های خیر با «روش» همکاری داشته‌اند می‌توان به «Igen» (آمریکا)، «Disetronic» (سوییس)، «Epigenomics AG» (آلمان)، «Body Media, Inc» (آمریکا)، «Affymetrix, Inc.» (آمریکا)، «IDEXX Laboratories, Inc.» (آمریکا)، «Biomax Informatics AG» (آلمان)، «Premier, Inc» (آمریکا)، «International Clinical Virology» (انگلیس)، «Institut Pasteur» (فرانسه)، «Qiagen Gmgyy» (آلمان)، «Mayo Clinic» (آمریکا)، «Combimatrix Corporation» (آمریکا)، «Inno genetics N.V.» (بلژیک)، «decode genetics» (ایسلند)، «Prionics Inc.» (سوییس)، و «Millennium Pharmaceuticals Inc.» (آمریکا) اشاره کرد.شرکت روش در زمانی تأسیس شد که انقلاب صنعتی چهره اروپا را تغییر داده بود. ابداعات زیادی در صنعت و روابط اجتماعی صورت گرفته بود. پیشرفت‌های زیادی نیز در علم پزشکی صورت گرفته بود، به طوری که بهداشت جهانی نیازمند بازاری منسجم بود. با این پیش‌زمینه، «Fritz Hoffmann-La Roche»، شرکت «روش» را با هدف تولید دارو تأسیس نمود.بلافاصله پس از تأسیس «روش»، «Aiodin» به عنوان اولین محصول شرکت، تولید و روانه بازار شد. این دارو جهت درمان ناهنجاری‌های تیروئید در آن زمان تجویز می‌شد. داروهای دیگری از جمله مسکن‌های مختلف نیز در این سال تولید می‌شود و شرکت فعالیت‌هایی جهت بازاریابی محصولاتش در آلمان، آغاز می‌کند. در سال ۱۸۹۷، شرکت زمینی مستقل برای تولید محصولاتش می‌خرد. طی بیست و چند سال اولیه تأسیس شرکت، محصولات دارویی متنوعی ارائه می‌شود و نمایندگی‌هایی در پاریس (۱۹۰۳)، نیویورک (۱۹۰۵) و روسیه (۱۹۱۰) افتتاح می‌شود. ضنم اینکه «روش» به یک کمپانی با مسؤولیت محدود بدل می‌گردد.در ۱۸ آوریل ۱۹۲۰، با مرگ «Fritz Hoffmann»، شرکت مدیر پویا و تأثیرگذارش را از دست می‌دهد.فاصله زمانی ۱۹۵۲-۱۹۲۰ یک دوران ثبات ۳۲ ساله برای کمپانی است. در این زمان شرکت رشدی با ثبات داشته است. در ۱۹۳۸ برای اولین بار ویتامین C مصنوعی توسط این شرکت به تولید انبوه می‌رسد و «روش» به تدریج تبدیل به یکی از پیشروان تولید ویتامین در دنیا بدل می‌گردد. ضمن اینکه رشد چشمگیری در بازار اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی و خاور دور داشته است. افتتاح شعبه‌ای در توکیو در ۱۹۲۵ ، شاهدی بر این مدعاست.بین سال‌های ۱۹۵۰ تا نیمه دهه ۱۹۶۰، تحقیقات دارویی وسیعی در «روش» به روش‌های متفاوت با روند سابق کمپانی صورت گرفت. این محصولات در دسته‌بندی‌ داروهای ضد افسردگی، ضد میکروباکتری، محلول‌های شیمی‌درمانی سرطان و بیماری‌های قلبی جای می‌گیرد که این دسته‌بندی‌ها تا امروز نیز معتبر است. در این بازه زمانی «روش» شرکت‌های فعال زیادی را از جمله «Laboratories sauter S.A.»، «Givaudan S.A.» و «Roure Bertrand Dupont» را تملک می‌کند.موقعیت‌ روزافزون «روش» در بخش دارویی، مدیران این شرکت را بر آن داشت تا به دیگر عرصه‌های سلامت نیز وارد شوند. سال‌های بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ شروع فعالیت «روش» در زمینه طراحی و ساخت سیستم‌های تشخیص پزشکی بود. محققان این شرکت به طور گسترده درزمینه الکترونیک فعالیت خود را گسترش دادند. به‌گونه‌ای که به ثمر رسیدن ساخت کریستال مایع، مدیون این افراد است. در این زمان «روش» در بازار آمریکا بسیار نفوذ کرده است. اما در اواخر این دوره اتفاق تلخی برای این کمپانی افتاد. ابری از ذرات معلق دی‌اکسین از یکی از کارخانه‌های «Givaudan» در ایتالیا که زیرمجموعه «روش» به شمار می‌رفت، هوای ایتالیا و چند کشور همسایه را آسوده کرد. مدیران «روش» و «Givaudan» حداکثر تلاش خود را برای جبران مشکلات ایجاد شده نمودند. اما این واقعه اثر منفی فراوانی بر روی قیمت محصولات کمپانی خصوصاً در بریتانیا گذاشت.از اوایل دهه هفتاد، سیاست شرکت به تأسیس واحدهای تجاری جداگانه تغییر جهت یافت. «Maag» و «Gibaudan» از «روش» جدا می‌شوند. به طوری که در سال ۲۰۰۰، سه بخش اصلی باقی می‌ماند؛ دارویی، ویتامین و مواد شیمیایی و تشخیص. در طی این سال‌ها تاکنون، طیف وسیعی از محصولات دارویی متنوع ارائه شده است. شرکت‌های معتبر فراوانی تاکنون به «روش» پیوسته‌اند و رشد ارگانیک آن را سبب شده‌اند. تأکید این کمپانی تولید محصولات با کیفیت به صورت مقرون به صرفه است.از سال ۲۰۰۰ به بعد این شرکت علاقه زیادی به سرمایه‌گذاری در خاور دور خصوصاً ژاپن نشان داده است. در سال‌های اخیر بخش ویتامین به صورت کامل از «روش» جدا شده است و تمرکز اصلی شرکت بر روی محصولات دارویی و سیستم‌های تشخیصی قرار گرفته است. خرید شرکت «Arminia Medical» آمریکا در سال ۲۰۰۱ موقعیت آن را در بازار آمریکا مستحکم کرده است. فعالیت شرکت «روش» هم اکنون در دو بخش تشخیصی که شامل طراحی و ساخت سیستم‌های تشخیصی و کیت‌های آزمایشگاهی می‌شود و بخش دارویی که طیف وسیع و متنوعی از داروها را دربرمی‌گیرد، متمرکز شده است.بخش تحقیق و توسعه شرکت «روش» بسیار فعال است و سرمایه‌گذاری‌های کلانی در این قسمت صورت می‌گیرد. در زمینه تحقیقات این شرکت با سازمان‌های خصوصی و دولتی، دانشگاه‌ها در ارتباط است؛ هم از دانش آنها استفاده کرده و هم سیستم‌ها و مواد لازم آنان را تهیه می‌نماید.از مؤسسات معتبری که در سال‌های خیر با «روش» همکاری داشته‌اند می‌توان به «Igen» (آمریکا)، «Disetronic» (سوییس)، «Epigenomics AG» (آلمان)، «Body Media, Inc» (آمریکا)، «Affymetrix, Inc.» (آمریکا)، «IDEXX Laboratories, Inc.» (آمریکا)، «Biomax Informatics AG» (آلمان)، «Premier, Inc» (آمریکا)، «International Clinical Virology» (انگلیس)، «Institut Pasteur» (فرانسه)، «Qiagen Gmgyy» (آلمان)، «Mayo Clinic» (آمریکا)، «Combimatrix Corporation» (آمریکا)، «Inno genetics N.V.» (بلژیک)، «decode genetics» (ایسلند)، «Prionics Inc.» (سوییس)، و «Millennium Pharmaceuticals Inc.» (آمریکا) اشاره کرد. 

مهسا محق – ماهنامه مهندسی پزشکیشماره ۶۶ ، سال ششم ، مهر/۱۳۸۵ 

اشکِ؟؟

 - by مهسا محق

چه زیباست اشکی که از سر دلنتگیست..

دلتنگی برای کسی که هیچ کس نیست و به جای همه است..

این اشکها شفافند و خنک..

هرکسی را یارای ریختن چنین اشکی نیست..

پس چه سعادتمند است آنکه گونه اش از اشک، خنک می شود…

رومن رولان و آنتِ سودا زده…

 - by مهسا محق

 

“.. وقتی که در زن سودا زنجیر می گسلد دیگر سخن از راستی در میان نیست؛ و از عقل باز کمتر.

سودا در آنت زهری شده بود.

….

بدا به حال دلهایی که بیش از اندازه محفوظ بوده اند! هنگامی که سودا راه به دل باز می کند، آن که عفیف تر است بی دفاع تر است…”

جان شیفته - اثر رومن رولان – ترجمه م.ا.به آذین 

 یادتونه که گفتم جملات این کتاب تامل برانگیزه ولی نه لزوما مورد تایید!

یا رب مباد که…

 - by مهسا محق

سناریوی اول:


نگهبان پارک علم و فناوری یزد: خانوم با کودوم شرکت کار دارید؟
من با روسری: انجمن سمپاد
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: بفرمایید
این سناریو را ۳۰-۲۰ بار در ذهنتون تکرار کنید!

سناریوی دوم:
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: خانوم با کودوم شرکت کار دارید؟
من با روسری: انجمن سمپاد
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: لطفا این دفعه به شکل اداری بیایید.
من با روسری: [اول نمی فهمم چی میگه، با خودم فکر می کنم که خدایا پوشش اداری یعنی چه؟ بعد ذهنم جرقه میزنه که نکنه منظورش مقنعه است؟! ] یعنی با مقنعه بیام؟
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: بله
من با روسری: [بهم بدجور برخورده، آخه این شرکتایی که تو پارکن همه خصوصی هستن، یعنی حق ندارن ارباب رجوع با روسری داشته باشن؟! چاره ای نیست، من بازم میخوام بیام دفتر، باید دندون رو جیگر بذارم ] چشم!

سناریوی سوم:

نگهبان پارک علم وفناوری یزد: خانوم با کودوم شرکت کار دارید؟
من با مقنعه: انجمن سمپاد
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: نمیشه!
من با مقنعه: چرا؟ این دفعه که با مقنعه اومدم!!
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: گفتن فعلا سمپاد، کسی نره!
من با مقنعه: چرا!!
نگهبان پارک علم وفناوری یزد: کلاس زبان تشکیل میدن، تا نصفه شب میمونن..، حالا یه کارتی بذارید و برید
 

کسی میدونه وظایف یه نگهبان چیه؟ چرا به قوانین ننوشته ای که یه نگهبان (قصد توهین به هیچ صنف و شغلی ندارم) به ما دیکته میکنه گردن می نهیم و به قوانینی که بعضی هاشون برای حفاظت جونمونه (مثل بستن کمربند ایمنی در صندلی جلوی ماشین) می خندیم؟؟!!!

خانه مجازی

 - by مهسا محق

تاحالا به داشتن خانه های مجازی اندیشیدهاید؟! کوچه ها و خیابانهای دنیای مجازی به اندازه واقعی نا امن است و حتما به سرپناهی نیاز دارید. به جای آجر و سیمان، کمی باید برنامه نویسی بدانید البته بدون آن هم میتوان خانه های نقلی دست و پا کرد. در هنگام ساخت، خرید یا اجاره منزل مجازی نکات زیر را به یاد آورید:
۱- پیکسلها، آجرهای خانه شماست؛ افکار خود را به پیکسل تبدیل کنید!
مدیریت پروژه در ساخت خانه مجازی بسیار مهم است. ابتدا مشخص کنید که چه میخواهید و چگونه آنرا پیاده سازی میکنید، سری به منازل دیگران بزنید، ایده بگیرید و  یک نقشه خوب و حساب شده آماده کنید.
۲- مصالح مورد نیاز
سنگ بنای دنیای مجازی، صفر و یک است و چیزی جز آنرا درک نمیکند، نقشه خوش آب و رنگتان باید با ابزاری تبدیل به صفر و یک شود. جهت این تبدیل برنامه های خاصی وجود دارد. ویرایشگر «HTML» برای شروع کار مناسب به نظر میرسد. در آدرس زیر میتوانید فهرستی از ابزار ساخت صفحات و آدرس مربوط به آنها را بیابید:

http://www.100best-free-web-space.com/
آدرس زیر نیز اطلاعات بیشتری در زمینه معماری و دکوراسیون داخلی خانه مجازی در اختیارتان میگذارد:

http://www.allaboutyourownwebsite.com/
ویرایشگری مانند Front Page نیز وجود دارد که بدون نیاز چندانی به دانش برنامه نویسی و به شکل کاملا user-friendly، خانه های دوست داشتنی برای شما میسازد.
3- آدرس منزلتان چیست؟
خانه مجازی شما آدرسی خواهد داشت که منحصر به فرد است و تنها متعلق به شماست. با صرف مبلغی به صورت سالیانه، آدرسی به شکل http://www.yourname.com/ (.net، .org، .info، .ir و ..) خواهید داشت.
وب سایتهایی وجود دارد که دامنه های رایگان در اختیارتان قرار میدهد و البته در این صورت  محدودیتهایی هم در نام و هم فضا خواهید داشت.
۴- یک زمین مرغوب بخرید!
بی شک مهمترین بخش ایجاد یک صفحه وب، داشتن محلی برای قرار دادن آن یا به عبارت دیگر میزبان (Host) است. زمینی که میخرید یا همان میزبان شما باید توانایی ایجاد فضای کافی برای نیازهای امروز و فردای شما را داشته باشد ضمن اینکه بتواند در صورتیکه مهمانی بزرگی در منزلتان ترتیب میدهید (مواقع پر ترافیک)، پهنای باند مناسب را ارائه نماید.
۵- خانه تان را متروکه نکنید!
پس از اینکه خانه های زیبا ساختید، مرتب آن را زیر نظر داشته باشید، بخشهای شکسته را ترمیم کنید، صفحاتی را که کند باز میشود یا لینک بیمقصد دارد بایستی مورد تجدید نظر قرار دهید. سعی کنید به صورت دوره ای، وب سایت خود را به روز کنید؛ در جذب بیننده بسیار تاثیرگذار خواهد بود. وقتی بازدیدکنندگان بدانند که در چه دوره زمانی به دنبال چه اطلاعاتی در صفحه شما باشند، سایتتان محبوبتر خواهد بود.
اگر خانه مناسبی ساختید ما را نیز به آن دعوت کنید!

مهسا محق – ماهنامه مهندسی پزشکیشماره ۶۵ ، سال ششم ، شهریور/۱۳۸۵

دریافت فایل مقاله به شکل چاپی در ماهنامه 

 - by مهسا محق

 

 

“تبسم خدایی یک کودک را داشت”

آکای یا –  نوشته راجه رائو (هند) - برگردان به فارسی –  سیمین دانشور

پرپوچ هم اندازه داره!!

 - by مهسا محق

یه روزی می خوندن:

 ”عقرب زلف کجت با قمر قرینه، تا قمر در عقربه کار ما چنینه….” 
امروز می خونن:

 ”منِ موش مرده عزیزم، حقه باز روزگارم…”

به کجا چنین شتابان؟

 به قهقرای پوچی! 

 

چرا؟؟!!

 - by مهسا محق
  • دیدید بعضی وقتا یه مساله ای که انقدرا هم براتون مهم نیست که واسش تلاش کنید چه قدر خوب پیش میره حتی مشکلات بزرگش هم بدون دخالت شما تو یه چشم به هم زدن حل میشه!!

 

  • دیدید بعضی وقتا شوخی شوخی همه اون چیزی که جدی جدی واسش زحمت کشیدید یهو مثل برق و باد پوچ میشه!!
  • دیدید بعضی وقتا هرچی تلاش می کنید به در بسته می خورید از هر راهی وارد میشید به شکل غیر قابل باوری نمیشه!!

چرا این طوری نمیشه؟ چرا آدمیزاد همیشه باید نگران باشه؟؟؟…….. 

گزیده ای از مقدمه کتاب “جان شیفته” اثر ماندگار رومن رولان

 - by مهسا محق

سلام 

به اعتقاد من یکی از پر نکته ترین کتاب های ادبی که به فارسی برگردانده شده، “جان شیفته” اثر “رومن رولان” است. اگر جزء آن دسته از خوانندگانی باشید که جذب کتاب می شود مدت ها طول خواهد کشید تا تمامش کنید هر خط و عبارتش باید با دقت خونده بشه. قطعا خیلی جاها با نویسنده موافق نیستید اما بازهم با دقت به خواندن ادامه می دهید و این هنر “رومن رولان” فرانسوی و البته مترجم توانای آن “م.ا.به آذین” است.

من یه سری جمله و عبارت از مقدمه کتاب به قلم خود نویسنده دست چین کردم که البته همش مطابق نظر و سلیقه من نیست ولی قابل تامله و ارزش چند دقیقه فکر کردن رو داره:

  • …میان زنان و مردان یک عصر همترازی وجود ندارد(شاید هرگز هم وجود نداشته است). نسل زنان در قیاس با نسل مردان همیشه به اندازه یک عمر پیش یا پس افتاده است… زنان امروزین در کار به چنگ آوردن استقلال خود هستند. مردان سرگرم گواریدن آنند……  
  • ….. زنان پیشتاز هر نسل به دشواری و با پنجه در افکندن با پیش داوری ها و کارشکنی مرد همراه خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز می کنند…
  • .. این زنان منش های آزادتر و مردانه تری پرورش می دهند تا بیش تر مردان هم نسل خویش…..
  • ….رودخانه به سوی دریا روان است.. بی آنکه هیچ ساکن باشد! زندگی که گام می سپارد… رو به پیش!….
  • …..موجودی ناشناخته در من حلول می کند و مرا با خون و اندیشه ها و سرنوشت خود آغشته می دارد….
  • ….همیشه تاریخ حوادث یک زندگی را می نویسد. اشتباه می کنند. زندگی راستین، زندگی درونی است…..
  • ….به جای حقیقت که دست یافتنی نیست، به هماهنگی جان که والاترین حقیقت هاست باید دست یافت….
  • …..او خویشتن داری روح را به بهای پیکارهای یک تنه طولانی خریده است، دیگر جز روشنایی ملایمی از آتش این زندگی درونی به بیرون نمی تابد……
  • ….مادر، حتی برای آن که بیش از همه دوستش می دارد (فرزند خویش) پرده از رازهای هستی زیرزمینی خود بر نمی گیرد…..
  • …تنها، در آتش، در پوشش پرده ای مقدس…
  • … و خردمندتر از خردِاجتماع، او از فراز ویرانه های ثروت و زندگی از آستانه زندگی نوینش می گذرد….
  • ….فعال بودن، فعال برای همه بودن، فضیلت به معنای مردانه آن است. جز این هرچه هست ”خرده فضیلت” است. ….
  • …حریصانه همراهی می جوید…
  • ….خاصیت فنری شگفت انگیز سرشت او و جهندگی های آن…
  • …صلح نبودن جنگ نیست، فضیلتی است که از نیرومندی جان می زاید…
  • … در برابر زور، زوری زورمندتر، – نه ناتوانی، نه ترک و تسلیم!….
  • ….تنها به همین نکته بس نکند که همه چیز را بسنجد، همه چیز را دوست بدارد….. 
  • …زندگی جز برای بزدلان نمی تواند خطرناک نباشد…
  • …ناهماهنگی زیباترین هماهنگی است…

مشتاقم نظرات شما دوستان رو بدونم

بدرود

م.م

پیدا کید پرتقال فروش را!!!

 - by مهسا محق

سلام به همه خوانندگان گرامی
هنوز ما به یزد نرسیده باز تهران طلبیدمون!!! مهتا (یه دونه خواهر نازدونم) خبر داد که جشن فارغ التحصیلی ورودیشون روز چهارشنبه ۱۳ تیر برگزار میشه، خدای من باورم نمیشه مهتا فارغ التحصیل شد، دیروز بود که خودم رفتم دانشگاه!! خوب ما بار سفر بستیم که بریم پیش خواهرمون که گفتن مهمونی خداحافظی یکی از دوستان مشترک من و مهتا که با همسرش که قراره در امریکا ادامه تحصیل بده عازم ینگه دنیاست، هم یه روز قبلشه، گفتیم خوب یه روز زودتر میریم، دوباره خبر رسید که جمعه هم تولد نوه دایی بابا که نوه پسرعموی مامان هم میشه هم هست (دایی بابا و پسر عموی مامان یه نفره، خیلی فسفر نسوزونید!!!)، انقدر این دختر کوچولو که اسمش نژلاست (به کردی یعنی دختر سیاه چشم؛ اضافه کتم که نه مامانش کرده و نه باباش!) با نمک و شیرینه (پارادوکس رو دارید) که نتونستم بگم نمیمونم به این ترتیب ما تا شنبه شب موندنی شدیم.
مهمونی خداحافظی
هرچند اصلا حوصله این چند روز رو تو شهر آهن و دود نداشتم ولی سفر پرماجرایی بود؛ سه شنبه شب رفتیم مهمونی خداحافظی، خیلی خیلی خوش گذشت و از اونجایی که مهمونی زنونه بود جای همه خانومای خواننده این صفحه خالی. بسیار هم سرگرم کننده بود هرچند آشنای زیادی تو اون مراسم نداشتم ولی تجزیه و تحلیل لباس پوشیدن و آرایش صورت و موهای خانوما خودش یه سرگرمی بسیار جالب، وقتگیر و در بعضی موارد مفرحه!!
جشن فارغ التحصیلی
می رسیم به روز دوم؛ جشن خوبی بود. با اون شنل ها و کلاه ها بچه ها یه شکل دیگه شده بودن، مجری سار نسبتا بانمکی داشتن؛ فکر کنم به خود بچه خیلی خوش گذشت، من و مامان هم که یه روزه واسه جشن اومده بودن هم خشون بود!
شوی لباس اسلامی!!
و اما روز سوم! من عزا گرفته بودم که با این همه وقت بیکاری، اونم تو خوابگاه چیکار کنم، در حال فسفر سوزوندن واسه گذروندن اوقات بیکاری بودم که به صورت کاملا اتفاقی بیل بورد تبلیغ “جشنواره بین المللی زنان سرزمین من”  رو دیدم و فتنه چاق کردم، هم اتاقی های مهتا رو جمع کردم و در حالی که خسته و کوفته از خرید برگشته بودیم با هم رفتیم Islamic Fashion Show!!! خوش گذشت، کلی خندیدیم؛ یک سری نکات هم بود که فهرست وار خدمتتون عرض می کنم:
۱-   یک سوال اساسی؛ این لباس ها برای کجا طراحی شدن؟
الف: کوچه و خیابان: محاله، مانتو و چادر علاوه بر پوشش اگه واقعا بخواد حجاب باشه جلب توجه هم نباید بکنه؛ این لباسا انقدر اگه نگیم مسخره اجق وجقن که نگاه همه رو به سمت خودشون می کشن!
ب: محل کار: بازم محاله؛ آخه چه طوری وقتی یه توپ پارچه به سر و دور گردن آدم پیچیده شده و یه لباس ۳-۴ لایه پوشیده می تونه کار کنه!
پ: مهمونی: این یکه که دیگه غیر قابل تصوره؛ آدم یا تو مهمونی مانتوشو درمیاره یا در نمی یاره؛ اگه در بیاره که دیوونه نیست انقد پول این پارچه ها و تورا و پولکارو بده، اگرم در نیاره که تو همین بازار بلبشو هم میشه مانتو و روسری های بسیار بسیار شیک تر و مناسب تری پیدا کرد، این لباسا فقط به این درد می خورن که با پوشیدنشون مضحکه خاص و عام بشی!
۲-  اصلا نگران نباشید؛ خانومای خواننده این صفحه رو ندیده، به همتون قول میدم که می تونید مانکن شوی بعدی زنان سرزمین من باشید؛ مسلما بدون استثنا از اون مدل ها خوشگل تر، خوش هیکل تر و بعضا جوون تر هم هستید. این بیچاره ها یه چیزی از راه رفتن مانکنی شنیده بودن فقط! بعضی هاشون حتی صاف هم راه نمی رفتن!!!!
۳-  لباس ها به چهار دسته تقسیم شده بودن: چادر، پوشش اسلامی، پوشش بین الملل و ویژه مجالس که بخش آخر که شامل ۱۵ لباس می شده بعد از دو روز نمایش توسط مدیریت بدون ارائه دلیل خاصی حذف شد، البته مسولان حتی منکر حذف شدن آن که مثل روز روشن بود، می شدن ولی من از تجربیات ژورنالیستی (بخونید فضولی و سماجت) آمارشو کسب کردم!
۴-  لباس های بخش بین الملل متعلق به کشورهای لبنان، افغانستان (اتفاقا طرح های افغانی بانمک بودن)، عربستان، ترکیه، هند، کویت، آذربایجان، اردن، پاکستان، مراکش، مالزی بودن که یا طرح به ایران فرستاده شده بود یا نمونه لباس. اطلاع رسانی بین المللی هم از طریق سفارت خانه ها و رایزن های فرهنگی ایران در کشورهای اسلامی انجام شده بود.
۵-  مانکن ها لبخند می زنند؛ خدای نکرده زبونم لال اگه شوی لباس های خارجی رو دیده باشید، مدل ها خیلی خیلی بد اخلاقن؛ مثه آدم آهنی و تو مایه های شتر مرغ میان و میرن انگار نه انگار روح دارن و اصلا هم به تماشاچی ها که هیچی به همدیگه هم نگاه نمی کنن ولی مانکن های اسلامی با لبخند میان رو گربه رو (اینم ترجمه catwalk !!) و تازه به همدیگه هم لبخند می زنن؛ یادمه پارسال تو مصاحبه روزنامه شرقبا یکی از مانکن ها (همونی که نقاب زده بود و کلی معروف شد) خوندم که گفته بود به ما میگن لبخند بزنید چون پوشش اسلامی رو نمایش می دین، روی گشاده با روح اسلام سازگارتره؛ به من چه، من فقط نقل قول کردم! ولی مانکن ها به تماشاچی ها نگاه نمی کردن، اینو اکیپ ما با شکلک درآوردن واسه مدل ها امتحان کرد!!
۶-   ورود آقایون این بار ممنوع بود، فکر کنم دوره پیش تو عکس ها آقا دیده بودم. مگر نه اینکه این لباسا کاملا با موازین اسلامی طراحی شده بودن، پس چرا عکس گرفتن و ورود آقایون ممنوع بود هرچند سخت گیری روی عکس نشد فقط مجری اعلام کرد که هیچ کودوم از این دخترا راضی نیستن که ازشون عکس گرفته بشه!!!! بازهم ژورنالیست بودن من باعث شد بفهمم که حتی برگزارکنندگان هم از اینکه عکاس ها اجازه حضور ندارند ناراحت هستن؛ اونا می گفتن ما این مراسم رو واسه معرفی طرح هامون برگزار کردیم نه اینکه پشت درای بسته باشه!! شایعه ای می گفت که چون پارسال روی چهره مانکن ها زوم شده بوده و ملت بیشتر علاقه به شناسایی دخترا داشتن تا طرح لباسا، امسال این محدودیت اعمال شده بی خبر از اینکه ” پری رو تاب مستوری ندارد / در ار بندی سر از روزن درآرد”!!!
*گزارش آدم وار این جشنواره رو فردا از نیوزنت یا سمپاد ببینید!
در مورد جمعه و شنبه دیگه نمی نویسم، جشن تولد خانوادگی و مسائل کاری دیگه نوشتن داره که!
این بود قصه یه سفر اجباری که جالب از آب دراومد.
بدرود
م.م

یه شروع تازه

 - by مهسا محق

سلام به همه کسانی که این صفحه رو می خونن باورم نمیشه که تصمیم گرفتم خاطرات و نظرات خودمو تو وبلاگم بنویسم، اگه وب لاگ های من رو خونده باشید، بجز تک و توک گزارش هایی که نوشتم، ۹۵% مطالبشون کپی از متن هایی بوده که به نوعی دلم می خواستم منتشر بشن. نوشتن دیگه یه جورایی واسم عادت شده، بهتره بگم بهش معتاد شدم!! واسه کسی که هر ماه نصف یه مجله رو بنویسه و نصف بقیه رو ادیت کنه، این اعتیاد کاملا اجتناب ناپذیره؛ البته نقش رفیق ناباب و زغال خوب رو نباید فراموش کرد!!! البته اعتیاد این مدلی یه فرقی با انواع دیگه داره؛ وقتی یه کاری واسه آدم روتین بشه، جذابیتشو از دست میده؛ یادمه چند ماه اولی که تو ماهنامه کار می کردم به خودم می گفتم یکی از خوشبخت تریت آدم های روی زمینم که سرگرمی ام شده کارم!! غافل از اینکه کار، بعد از یه مدت هرچقدر هم که جذاب باشه روتین میشه و دل آدم رو می زنه. خلاصه این شد که تصمیم گرفتم نوع دیگه از نوشتن رو تجربه کنم. راستشو بگم یه کمی دلهره دارم، انگار دارم تو یه سرزمین ناشناخته قدم می ذارم؛ اصلا نمی دونم که قراره چی بنویسم، خاطره، سفرنامه، داستان کوتاه… شاید هم اصلا ادامه ندم، نمی دونم؛ باور کنید شورش نمی کنم. اولین باره که هیچ ایده ای از خوانندگان متنم و عکس العمل هاشون ندارم. اینکه باز هم این وبلاگ رو به حال خودش رها کنم یا اینکه انقدر بنویسم تا بالاخره نویسسنده بزرگی بشم!!!!! فقط و فقط به شما خوانندگان عزیز بستگی داره. یک دنیا ممنون شما خواهم بود اگه هر وقت فرصت داشتید یه سری به این صفحه بزنید و نظراتتون را بدون تعارف برام بنویسید.

 با سپاس فراوان

  م.م